تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
براى همين است كه همهء اشكال استضعاف از ميان برداشته شود . و از بين بردن استضعاف جز با از بين بردن استكبار ميسّر نخواهد شد . و از زشتترين و پليدترين صورتهاى استكبار ، استكبار مالى است كه از اقتصاد طاغوتى نتيجه مىشود . پس از همهء اينها ، ماهيّت و واقعيّت جهان نگرى اسلامى مخالف است با هر شكل از اشكال سلطه جويى و بهره بردارى انحصارى از نعمتهاى الهى و مواهب طبيعى براى عدّه اى از اشخاص . قرآن كريم از نعمتها و مواهب با واژه هاى « رزق » ، « متاع » ، « نعمت » ، « معيشت اسباب زندگى » ، « قوام مايهء سامانيابى » و « قيام وسيلهء برپايى » ياد كرده است ، بنا بر اين روا نمىدارد كه روزى و كالا و وسايل زندگى مردمان در اختيار گروهى اندك باشد تا به طغيان بپردازند ، و از اين وسيلهء آفريده شده براى بهره بردارى همهء بندگان خدا تنها خود بهره بردارى كنند ، و آن همه را به مصرف آزمنديها و مشتهيات سيرى ناپذير خود برسانند ، يا براى خود و كسانشان ذخيره و انبار كنند ؛ نيز روا نمىدارد كه اين روزى عمومى همچون وسيلهء نيرومندى براى محكمتر كردن سلطه ها و گستردن ستم و تجاوز و بهره كشى آن گروه به كار رود . نظام مالى در اسلام مبتنى بر هميارى اجتماعى است نه بر مبارزه براى مالكيّت و آزادى در خرج و مصرف . اسلام جامعه را همچون جسد واحد و مسلمانان را همچون فرزندان اسلام در نظر مىگيرد . و آشكار است كه مستولى شدن مشتى از ثروتمندان با نفوذ بر اجتماع و سرنوشت آن مخالف با هميارى اجتماعى است و آن را از ريشه برمىاندازد ، و فرصت را براى كشمكش گروهها بر سر مالكيّت فراهم مىآورد ، و بذر اين كشمكش خونين را در جانهاى مردم - هر كس به اندازهء خود - مىافشاند ، و در اين هنگام پيوندهاى اجتماعى - كه بايد داراى بهترين و آرمانىترين شكل باشد - به پيوند ميان آكل و مأكول ( خورنده و خورده شده ) بدل مىشود ، چنان كه امام علىّ بن ابى طالب « ع » مىفرمايد : « يأكل عزيزها ذليلها ، و كبيرها صغيرها « 1 » عزيز ( نيرومند ) دنيا ذليل آن
هامش
« 1 » « تحف العقول » / 57 .