و لازم است كه قيام براى اداى اين واجب ، از هر شكلى از اشكال « سازشكارى » و « مبهمگويى » و « انحرافپذيرى » و « طمعورزى » پاك باشد ، زيرا كه « لا يقيم أمر الله - سبحانه - إلَّا من لا يصانع و لا يضارع و لا يتّبع المطامع « 1 » دين خداوند پاك را تنها كسانى مىتوانند به پا دارند كه « سازشكار » و « انحرافپذير » و « طمعورز » نباشند » .
10 - از بحثها و فصلهاى اين دو باب از اين كتاب ، آشكار مىشود كه اسلام دينى انسانى است ، كه به امور آدمى و خواستهاى حياتى او همچون پدرى مهربان توجّه دارد ، و از ظلم اقتصادى حتى اگر به اندازهء ذرّه اى باشد چشمپوشى نمىكند ، و از بازپسگيرى حقوق غصبشدهء ستمديدگان - به هيچ روى - خاموش نمىماند . پس بايد برنامهء كار كسانى كه به اين دين وابستگى دارند و مىخواهند احكام آن را به مورد اجرا گذارند نيز چنين باشد .
11 - از سوى كارشناسان اقتصادى جهانى ، در بارهء آيندهء بشريّت ، از جهت بىنياز شدن انسان از كار و حرفه و رسيدن او به كمال رفاه و آسايش در زندگى ، پيشگوييهايى شده است . اگر چنين پيشگوييهايى تحقّق يابد ، در صورتى كه زندگى آدمى بهره مند از كمال مطلوبهاى عالى روحى و توجّه به انجام دادن كارهايى شايستهء اوقات فراغت و بيكارى او نباشد ، ناگزير زيانهايى جبرانناپذير خواهد داشت .
و شايد دين اسلام كه با چارچوبگذاريهاى اقتصادى خود خواسته است ظلم و تعدّى اقتصادى را از راه برپاداشتن توازن و قسط از ميان بردارد ، هدفى بزرگ داشته است ، يعنى فراهم آوردن چنين اوقات فراغت و آسايشى براى مردمان تا از گرفتاريهاى سنگين زندگى رهايى يابند ، و فرصت كافى براى بحث و تحقيق در بارهء حقايق و فهم آنها به دست آورند ، و بخش درخورى از اوقات خود را به سير در فضاى « حيات حقيقى » ، از راه تفكَّر و عبادت خالص ، و همجوشى با واقعيّت زندهء
هامش
« 1 » « نهج البلاغه » 1137 ؛ عبده 3 / 176 .