تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١
پس بايد انسان ثروتمند مؤمن در اين راه گام بردارد ، نه اينكه در دنياى هلاككننده غرق شود و تنها در بند خود باشد ، و هيچ اهتمامى در كارهاى ديگران و معاش و نيازمنديهاى ايشان از خود نشان ندهد ، با اينكه نشانهء يك زندگى خوب انسانى آن است كه ديگران نيز در زندگى او - به گونه اى نيكو - سهيم باشند . علىّ بن شعيب مىگويد : « نزد امام رضا « ع » رفتم ، به من فرمود : يا على ، بهترين مردم از لحاظ زندگى كيست ؟ گفتم : تو ، اى آقاى من از من داناترى . فرمود : اى على ، آن كس كه شخص ديگرى معاشى نيكو از معاش او پيدا كند . اى على ، بدترين مردم از لحاظ معاش كيست ؟ گفتم : تو داناترى . فرمود : آن كس كه ديگرى در معيشت او سهمى نداشته باشد » . « 1 » - بر انسان واجب است كه بهرهء خود را از دنيا فراموش نكند ، و آنچه را كه نياز دارد به مصرف برساند ، و آنچه را كه افزون بر نياز است به ديگران ببخشد ( كه اين هر دو امر بهرهء او از دنياست ) ، تا براى او در نزد خدا تا جاودان ذخيره بماند . ( 3 ) - ثروتى كه ثروتمندان بر آن دست يافته‌اند - بر خلاف تصوّر كسانى كه فكرى كوتاه دارند - خود تحصيل نكرده‌اند ، و با نيروى فكرى و كار و تجربهء خويش آن را فراهم نياورده‌اند . در اين باره به همين نزديكى سخن خواهيم گفت . ( 4 ) - توانگران و دارندگان ثروتهاى هنگفت همان كسانند كه خواهان تباهى و فساد در زمينند ، چنان كه قوم قارون به او گفتند : * ( « لا تَبْغِ الْفَسادَ فِي الأَرْضِ ، إِنَّ الله لا يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ ، » ) * . و اين تأكيدى است بر آنچه پيشتر گذشت و پس از اين خواهد آمد ، حاكى از اينكه توانگران متكاثر ، مفسد و تباهكار نيز هستند ، و همان كسانند كه فساد را به گونه هاى مختلف در جامعه مىپراكنند و شايع مىكنند .
هامش
« 1 » « تحف العقول » / 330 .