گران بود ؛ آنگاه قومش به او گفتند : ( از سر مستى دارايى ) شادى مكن كه خداوند ( اين گونه ) شادمانان را دوست ندارد ، ، اين آيه ما را به اين امور رهنمونى مىكند :
( 1 ) - لازم نيست ستمگران در يك جامعه از بيگانگان باشند ، زيرا قارون با اينكه از قوم موسى و از خويشان نزديك او بود ، و از همهء بنى اسرائيل بهتر تورات مىخواند « 1 » ، گردنفرازى كرد و بر آنان ستم روا داشت .
( 2 ) - ممكن است كسانى باشند ، قرآن خوان و احكامدان و حاضر در مركزها و اجتماعهاى گوناگون ، با هيئتى همچون هيئت مؤمنان متعبّد ، و برخى از هزينه هاى دينى و اجتماعى را - اگر چه بسيار - بپردازند ، و با وجود اين ، خود ايشان يا شريكان و كارگزارانشان ستمگر باشند ، و در پاره اى موارد نفوذ يابند ، و از محتكران كالاها باشند ، و سلطهء خود را بر فرآورده ها و نرخگذارى آنها تحميل كنند ، و در تعيين نرخ اجحاف روا دارند ، و در نتيجه خون توده ها را بمكند .
( 3 ) - صاحبان ثروتهاى فراوان سر مست و شادمانند ، و حزن و اندوه را به دلهاى سخت آنان راهى نيست ، و براى دردها و ناراحتيهاى مردم هيچ احساس درد نمىكنند ؛ آنان و كسانشان غرق در شادى و سرورند ، و غافل از اندوه اندوهگينان و دردهاى دردمندان و ناكاميهاى ناكامان ، تا آنجا كه تيره روزان گرفتار مصيبت و غم به ايشان مىگويند :
از سرمستى ناز و نعمت شادى مكنيد كه خداوند اين گونه شادمانان را دوست ندارد ؛ و آنان به اين كلام دردانگيز برخاسته از ژرفاى انسانيّت له شده گوشى فرا نمىدهند .
هامش
« 1 » در « مجمع البيان » ( 7 / 266 ) چنين آمده است : « بيشتر و بهتر از همه تورات را قرائت مىكرد » . و در « تفسير قمى » ( 2 / 145 ) چنين آمده است : « كان يقرأ التّوراة و لم يكن فيهم أحسن صوتا منه تورات را مىخواند ، و كسى در ميان بنى اسرائيل از او خوشتر نمىتوانست خواند » .