و اين از عظمت آموزشهاى اسلام انقلابى است ، كه زيانهاى دشمنان بشريّت و غاصبان حقوق انسانها را از چهارده سده پيش آشكار ساخته است ، تا در اجتماعات از موقعيّتى برجسته برخوردار نشوند ، و به آنان اجازه داده نشود تا به امور سرنوشتساز اجتماعى ( و پستهاى كليدى ) دست يابند ، و ديگر قدرت فساد كردن در زمين و بهره كشى از مردم و مكيدن خون ايشان را نداشته باشند ، و از رواج دادن تباهيهاى انسانى و از فروريزى بنيانهاى اخلاقى ناتوان مانند .
در اينجا امورى است كه بايد نسبت به آنها بيدار بود :
( 1 ) - اسلام تنها به نكوهيدن تكاثر و متكاثران و كوبيدن كامل آنان بسند نكرده ، بلكه روش زندگى اترافگرايانهء آنان را سخت مورد نكوهش قرار داده است ، تا جامعه فساد كردار و انحراف معيشتى آنان را با همهء وجود احساس كند ، و به - ويران كردن پايگاههاى ايشان از ريشه بپردازد .
( 2 ) - تكاثر مالى ( كه سرمايه دارى معاصر يكى از اشكال آن است ) ، و اتراف و پرمصرفى - ناگزير - به وابستگى اقتصادى مىانجامد . و اين همان چيزى است كه موجب استيلاى بيگانگان است و موجوديّت اسلام و مسلمانان را متزلزل مىسازد ؛ و اسلام به همين جهت آن را به صورت قطعى طرد كرده است * ( ( وَلَنْ يَجْعَلَ الله لِلْكافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا ) * « 1 » خداوند هرگز براى استيلاى كافران بر مؤمنان راهى قرار نداده ( و آن را نپذيرفته ) است ) . پس بر مسلمانان واجب است كه ( با تجديد نظر در هزينه ها و مصرفهاى فردى و اجتماعى ) سرزمينهاى خود را از چنگال اين اختاپوس ( وابستگى ) خلاص كنند .
( 3 ) - اسلام به صورتهاى گوناگون به مبارزه با فقر و علَّتهاى آن برخاسته ، و آثار و عوارض منفى آن را آشكار و قاطع شرح داده است ، و مردمان را بيدار كرده و به
هامش
« 1 » « سورهء نسا » : 141 .