تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 29

مساهمون:

ص٢٩
حقوقشان بوسيلهء ديگران غصب شده است ) برخيزد ، و در برابر شياطين « تكاثر » و « اتراف » بايستد ، و ستمگرى ستمگران و ستمكشى ستمكشان را برنتابد . « 1 » 7 - ممكن نيست تكاثر و تكاثرگرايان در اجتماعى وجود پيدا كنند ، و اتراف و اسراف و زياده روى در مصرف در آن اجتماع پديد نيايد ، زيرا « تكاثر » و « اتراف » ( و
هامش
« 1 » دين كامل ( كه جامع برنامهء زندگى انسان در هر دو جهان است ) آن است كه « مقتضيات رشد » بشر را - در همهء محيطها - فراهم آورد ، و « موانع رشد » بشر را از ميان بردارد . يكى از بنياديترين عوامل رشد انسانها سلامت روانى ( اعتدال درونى و آرامش روحى ) است . افراد هر جامعه اى اگر از سلامت روانى برخوردار نباشند ، خانواده ها نيز چنين خواهند بود ، و سپس جامعه - كه جداى از افراد و خانواده ها نيست - چنين خواهد شد . و افراد چنين جامعه اى در هيچ كارى از كارهاى ظاهرى و معنوى ( دنيايى و آخرتى ) موفّق نخواهند بود ، و در هيچ بعدى از ابعاد تلاشها بازدهيى شايسته و ارزشآفرين نخواهند داشت ( يا در كمترين حد خواهند داشت ، هم در شمار و هم در چگونگى ) . چرا ؟ چون موفّقيّت در كارها و داشتن بازده شايسته متوقّف بر « رشد » است ، و رشد متوقّف بر سلامت روانى و آرامش روحى است . و مردمى از نظر روانى سالم و از نظر روحى داراى آرامشند كه كمبود نداشته باشند و با تنگدستى و محروميّت اقتصادى و مظلوميّت معيشتى دست به گريبان نباشند مسائل بسيارى در سلامت روانى و آرامش روحى افراد و خانواده ها ( اجتماع ) نقش دارند ، ليكن يكى از مهمترين و مؤثّرترين آنها رفع كمبودها و نيازهاست . بسيارى از نقصها در انواع كارهاى مادّى و بسيارى از بىتوفيقيها در كارهاى معنوى ( حتى عبادات صرف ) ، از عامل فقر و تنگدستى و كمبود دارى مايه مىگيرد ( و اين بجز سقوطها و فسادهاست ) ، كه هم تن افراد را دچار ضعف و سستى مىكند ، و هم اعصاب آنان را مىفرسايد ، و هم روح آنان را مضطرب مىسازد . و اينها همه ، « موانع رشد » است و عوامل سقوط و انحطاط مرئى و نامرئى . و در مقابل اينها ، اين عدل و قسط و تعديل است كه از « مقتضيات رشد » است - مقتضيات بسيار بنيادين . و اسلام كه در خلال تعاليم و احكام گوناگون خود ، بر « اجراى عدالت » و « اقامهء قسط » و « نشر احسان » اين همه تأكيد مىورزد ، و هيچ چيز را به جاى آنها نمىپذيرد ( و قرآن كريم ، كه خود را « هادى متّقين » مىخواند ، و راه رسيدن به « تقوى » را در « اجراى عدالت » مىداند ؛ و پيامبر اكرم « ص » ، كه به فرمودهء امام محمّد باقر « ع » ، نخستين برخوردى كه با مردم مىكند ، بر پايهء اجراى عدالت است - استقبل النّاس بالعدل » - « التّهذيب » 6 / 154 ؛ و امام علىّ بن ابى طالب « ع » ، كه در نخستين روزهاى خلافت خود ، به اجراى عدالت مالى و تصحيح تصرّفات بيت المال مىپردازد - « نهج البلاغه » / 66 ) ، همه براى همين است كه « موانع رشد » افراد و جامعه از ميان برود ، و « مقتضيات رشد » افراد و جامعه فراهم آيد ، حتى افراد غير مسلمانى كه در جامعهء اسلامى زندگى مىكنند ، چنان كه امام على « ع » مىفرمايد : « در حاكميّت اسلامى بر معاهدان ( اقليّتهاى دينى ) نيز كمترين ستمى نمىرود » ( « كافى » 8 / 32 ) .