« اسراف » ملازم يك ديگرند . و آشكار است كه زندگى مسرفانه و پر ريخت و پاش مايهء به هدر رفتن حقوق ديگران است . بنا بر اين ، از اسلام راستين دور است كه در برابر تكاثرگرايان و شادخوران و اسراف پيشگان سكوت كند ، تا چه رسد به اينكه اعمال فساد آلود و زندگى تباهى آفرين آنان را درست بشمارد .
قرآن كريم در آيات متعدّد ، روش زندگى اين كسان را به سختى نكوهيده و خود و روششان را طرد كرده است ؛ و بدينسان ، براى مسلمانان ، با اين ايستار اجتماعى و انسانى ، برنامه اى قطعى طرحريزى كرده است . احاديث نيز چنين است ، يعنى پايگاههاى اينان را از جوانب گوناگون به گونه اى ويران كرده است كه اگر به آن احاديث عمل شود ، موجوديّت اين غاصبان اقتصادى و اجتماعى نابود خواهد گشت .
8 - همچنين اگر در جامعه اى تكاثر و متكاثران وجود داشته باشند ، ممكن نيست در حكومت نفوذ نكنند و بر آن مستولى نشوند « 1 » ، چه اينكه تكاثر ( افزونخواهى و سرمايه دارى ) بدون نفوذ در حكومت ، يا پديد نمىآيد يا باقى نمىماند ، از اين رو سرمايه داران هماره تلاش مىكنند تا در حكومتها و كارگزاران آنها نفوذ كنند و بر آنان مستولى گردند . به همين دليل ، دين مبين اسلام بر ضدّ اين پديدهء ويرانگر به مبارزه اى فراگير پرداخته است ، كه از آن در همين كتاب سخن خواهيم داشت ؛ مانند اينكه مال فراوان را حلال نمىشمارد ، و زندگى همراه با اتراف و اسراف را زندگيى شيطانى مىداند ، و متكاثران و شادخواران را بعنوان ستمگر و غاصب معرّفى مىكند « 2 » ، و عالمان و ديگر مردمان را از معاشرت با ثروتمندان و همنشينى با ايشان بر حذر مىدارد ، تا بدين گونه موقعيّت اجتماعى خود را از دست بدهند ، و در نتيجه از غصب مال مردم و تصرّف در اموال عمومى محروم مانند . « 3 »
هامش
« 1 » فصل 20 ، از باب 11 ( جلد چهارم ) .
« 2 » فصلهايى چند ، مناسب اين موضوعها ، در باب 11 آمده است ، بنگريد .
« 3 » فصل 22 ، از باب 11 ( جلد چهارم ) .