حقوقى و اخلاقى عملى و تربيتى و حكمى فقهى و نظاير اينها .
و آنچه مايهء تأسّف شديد مىشود ، اين است كه « تفقّه آگاهانه » در معارف دين و حقايق علوم قرآن كريم و امامان هادى « ع » - يعنى « فقه اكبر » - به آن اندازه كه تفقّه در احكام عملى - يعنى « فقه اصغر » - مورد توجّه هست ، مورد توجّه نيست ، و برخى از آنچه در كتابهاى مختلف از اين « فقه » ( فقه معارف ) مىآيد برگرفته از حاقّ علم آسمانى نازل شده در قرآن و به وديعه سپرده شده به شهر علم و درهاى آن ( پيغمبر اكرم « ص » و عترت او - عليهم السّلام - ) نيست ، بلكه آميخته به چيزهايى است از اصطلاحات ديگران ، يا اختراع اذهان ، يا جريانهاى فكرى مصنوعى كه پس از درگذشت پيامبر اكرم « ص » و تهاجم سياسى و علمى به اهل بيت وحى « ع » ، وارد محيط اسلام كردند ، و به كمك بيگانگان در ميان برخى از مسلمانان رواج دادند ، و بر « فرهنگ خالص قرآنى » تحميل گشت ؛ و سپس مغزهايى بزرگ را نيز جذب كرد ، و بدين گونه ها حقايق علوم قرآن در بسيارى از ابعاد آن مهجور ماند ، و بيشتر به جاى آنكه به تصديق آن بپردازند به تأويل آن پرداختند ؛ و در خانهء وحى كه مىبايست مرجع يگانهء گرفتن علم باشد ، بسته ماند ، و به همين جهت علوم و حقايق آسمانى - چنان كه بايد - انتشار پيدا نكرد .
و اين امرى است معلوم ، براى هر كس كه در نزد متألَّهان خالص قرآنى ، اندك مزه اى از « علم قرآنى » چشيده باشد ، و از آن دم مسيحايى زنده شده باشد ، و از چند و چون اصطلاحات و محتواى اين حدود و رسوم نيز آگاه باشد ، نيز با ژرفنگرى ، و هوشمندى ، و بينشورى در ژرفاى تاريخ و اعماق آنچه در اين زمينه ها رخ داده است ، و كسانى كه هر كدام به گونه اى در اين باره ها كوشيدهاند ، غور كرده باشد .
الحياة ( فارسي ) — صفحة 284
مساهمون: محمد رضا حكيمي
ص٢٨٤