دارندگان آنها تجسّم پيدا مىكند ؛ اگر مال را وسيلهء سامانيابى زندگى همهء خلق سازد ( و واضح است كه سامانيابى راستين آن است كه براى همه باشد نه تنها گروهى ) و آن را همان سكَّه هاى خدايى قرار دهد كه در دسترس خلق او و روزيخواران اوست ( چه از راه ملكيّت مشروع يا بخشش و امثال آن ) ، نظام مالى رايج و حاكم ، اسلامى و قرآنى خواهد بود .
2 - اندازه نگاهدارى در معيشت و اهميّت آن
: از مهمترين آموزشهاى « اقتصادى - تربيتى » اسلام اصل « اندازه نگاهدارى در معيشت » است . و اين امر به « تربيت اقتصادى » و « نظم معاشى » و « تنظيم مصرف » ، و رشد دادن روح انضباط مالى و معاشى در افراد ، و رواج يافتن « اخلاق اقتصادى » در مردم بستگى دارد . اصل ياد شده اين امور را در بر مىگيرد :
( 1 ) - مصرف فردى .
( 2 ) - مصرف خانوادگى .
( 3 ) - مصرف دستگاه حاكم و مؤسّسه هاى آن .
( 4 ) - مصرف مؤسّسه ها و نهادهاى اجتماعى .
( 5 ) - مصرف مؤسّسه ها ، بناها و نهادهاى دينى .
( 6 ) - نظام توليد .
( 7 ) - نظام بازرگانى و كسب .
( 8 ) - نظام توزيع .
و آنچه البته بر شخص آگاه و داراى بصيرت پوشيده نيست ، اين است كه اندازه نگاهدارى در معاش و نيازمنديهاى آن سبب پيدا شدن امورى مهم مىشود كه هم سازندهء شخصيّت انسانى است و هم مايهء اصلاح اجتماع ، از جمله :
( 1 ) - ترك كردن گناهان فردى و اجتماعى بزرگ همچون اسراف و تبذير .