تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
بنگريد ! در اين آيات تأمّل كنيد و ببينيد كه چگونه با واقعيّت بشرى مىخواند ، و با نظام فطرى و غريزى ، و قانون عظيم و عمومى ، در مورد هر انسان و هر محيط و هر زمان ، سازگارى دارد ، در آنجا كه مىفرمايد : « * ( كُلُوا ) * . . . * ( وَاشْكُرُوا ) * بخوريد . . . و شكر كنيد » ، و « * ( كُلُوا ) * . . . * ( وَاتَّقُوا ) * بخوريد . . و پروا داشته باشيد » ، و « * ( كُلُوا ) * . . . * ( وَاعْمَلُوا صالِحاً ) * بخوريد . . . و عمل صالح انجام دهيد » ؛ كه شكرگزارى و پروادارى و « عمل صالح » را امورى متوقّف بر خوردن مىداند ، كه مايهء زنده ماندن انسان و قوام و دوام تن است . و بدين شكل به نيازمندى اصلى انسان يعنى خوردن اشاره مىكند ، كه درست هماهنگ با واقعيّت است ، چه آن كس كه شكر خداى خود مىگزارد و پروا مىدارد ، ناگزير بايد زنده باشد و نيرو و نشاط لازم براى فعل و ترك و تقوى و شكر داشته باشد ؛ و آدمى تا نخورد و نياشامد نمىتواند چنين باشد . و خوردن و آشاميدن جز براى كسانى ميسّر نيست كه مالى داشته باشند و با آن خوراك و پوشاك مايهء زندگى خود را فراهم آورند ؛ پس پرداختن مردم به عمل صالح ، و بقاى دين در ميان آنان ، و رواج يافتن شرايع و احكام ، و قيام به اداى آنچه خدا انجام دادن آن را بر انسان واجب كرده است ، جز با رفع فقر و دسترسى داشتن مردم به مال و امكانات ميسّر نخواهد شد ، يعنى مردمان بايد بتوانند نيازمنديهاى حياتى و معاشى خويش را فراهم آورند ، آنگاه به گزاردن آنچه برايشان واجب است بپردازند . و اين همان است كه پيامبر اكرم « ص » فرموده است : « لو لا الخبز ما صلَّينا . . . « 1 » اگر نان نبود نمىتوانستيم نماز بگزاريم . . . » . پس هر كس كه زشتى و فساد فقر را احساس نكند و مبارزهء با آن را واجب نشمارد « 2 » ، نه براى دين محتوايى مىشناسد ، و نه براى عدالت معنايى ، و نه براى انسان جايگاهى ، و نه براى پايه هاى زندگى اصالتى ، و
هامش
« 1 » « كافى » 5 / 73 . « 2 » همچنين مبارزه با « تكاثر » و « اتراف » را ، زيرا اين دو پديده علَّت فقرند ، چنان كه در اين كتاب روشن خواهد شد .