تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
اجتماع - يا به دليل تكاثر و مصرف اترافى كه نيز مانع رشد سالم است در ترازهاى گوناگون انسانى . امام باقر « ع » نيز در جواب پرسنده اى در خصوص درهم و دينار مىفرمايد : « هي خواتيم الله في أرضه « 1 » اينها مهرها ( سكَّه ها ) ى خداست » ، نمىگويد ، اموالى است براى ثروتمندان و ذخيره هايى براى توانگران و مالداران ، و وسايلى براى شادخوارى شادخواران و اسراف اسرافگرايان و سببى براى بهره كشى از كارگران و مزدوران و در مقابل كار و خدمتى فراوان اندكى مزد دادن به ايشان . و اين « تعليم باقرى » ، آشكارا ذهنها را متوجّه آن مىسازد كه مال در نظام اسلامى جز وسيله اى نيست كه خدا براى اصلاح كار مردم و باقى ماندن زندگى آنان قرار داده است . و با اين تعليم و نظاير آن بر ما معلوم مىشود كه جريان اموال در اجتماع اسلامى چگونه بايد باشد ، زيرا « سكَّه هاى خدا » و « اسباب اصلاح كار خلق خدا » چيزى نيست كه در نزد كسانى جمع شود كه مردمان را به سوى سقوط مىرانند ، و اجتماع را به خودسرى وامىدارند ، و سبب فقر و بيچارگى مزد بگيران و كارگران و كشاورزان ، و سست شدن اعتقاد دينى در جوانان ، و نوميد شدن هوشمندان ، و ناكامى انقلابيون و مصلحان مىشوند ، و بر مراكز و جامعه و دين استيلا پيدا مىكنند . و تعبير « خلق » در عبارت « جعلها مصحّة لخلقه ( 2 ) درهم و دينار را اسباب اصلاح كار خلق خود قرار داد » ، انسان و حيوان هر دو را شامل مىشود ، پس درهم و دينار ( هر گونه پول ) ، به جعل الهى ، براى تأمين انسان و جانور هر دو است ، و همان گونه كه آفريدگار همه ، آن را براى همه قرار داده است ، همگان بايد از آن بهره مند شوند . و اين امر شدنى نيست مگر زمانى كه مال از مسير شيطانيى كه متكاثران و بهره كشان آن را هدف قرار داده‌اند خارج شود ، و با وارد شدن در مسير الهى خود اسباب آسايش و قوام زندگى مردم گردد . خلاصه آنكه : ركن اصلى براى اسلامى بودن هر نظام يا حكومتى - از لحاظ اقتصاد و مال و مالكيّت - در طرز رفتار در قلمرو اموال و
هامش
« 1 » « امالى » شيخ طوسى 2 / 133 .