تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩

نگاهى به سراسر فصل

1 - كمكهاى الهى بوسيلهء اموال و مواهب

: مال و منابع آن ( مواهب طبيعى ) از نظر قرآن كريم ، از جمله كمكهاى الهى است كه خداوند آنها را در دست انسان قرار داده است تا نيازمنديهاى مختلف مردم را در اين زندگى تأمين كرده باشد . و اين همان ميدان اصلى دست به دست گشتن مال است و گردش آن در اجتماع براى تأمين نيازهاى همهء مردمان ، به منظورها و هدفهاى گوناگون زندگى . و اين كمك الهى با اموال ، هنگامى تحقّق پيدا مىكند كه اموال عبارت از وسايل و افزارهايى در دست مردم باشد تا بوسيلهء آنها آذوقه هاى لازم را فراهم آورند و نيازمنديهاى خود را تأمين كنند ، و مال در خدمت مردم قرار گيرد براى رشد ايشان و آشكار شدن مواهب فطرى آنان ، و اينها همه براى همهء مردم باشد . پس هيچ نظامى مالى ، اسلامى نخواهد بود مگر اينكه مال در دست مردم گردشى الهى و انسانى داشته باشد ، و جامعه از هر افراط و تفريطى يا تكاثر و فقرى بر كنار ماند . از اينجا آشكار مىشود كه دو حالت « تكاثر » و « فقر » با كمك بودن مال و وسيله بودن آن هيچ مناسبتى ندارند ، بنا بر اين هيچ كدام راهى براى رساندن اجتماع به هدفهاى مطلوب به شمار نمىروند ، بلكه موانع و گردنه هايى دشوار گذر ، بر سر راه مردم نيز خواهند بود ، چه ثروتمند توانگر و چه نادار بينوا . . . امّا ثروتمند توانگر بدان جهت كه نظام سرمايه دارى و تكاثر به مال همچون هدف نگاه مىكند ، و آن را از اينكه وسيله اى و ابزارى براى زندگى باشد و براى مدد رساندن به خلق به كار رود دور مىكند . بخش متكاثر اجتماع حقوقى را كه بر گردن دارند و بايد بپردازند - بخصوص « حقّ معلوم » و « زكات باطنه ( غير رسمى ) » را - نمىپردازند . و هنگامى كه مال مانعى براى آدمى از پرداختن درست حقّ خدا و حقّ مردم شود ، و براى انجام دادن خيرات و خدمات خدا پسند - از راههاى درست - به كار نيفتد ، مانعى براى رشد و صعود روحى انسان خواهد شد .