تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
ضرورت محدود كردن سود و كاستن از آن ، و بازداشتن بازرگانان و واردكنندگان از غلتيدن در ورطهء « تكاثر » و سودخواهيهاى كلان ؛ آرى ، ايستار قاطع اسلام در بارهء بازرگانى ( داد و ستدها ) چنين است . از اين رو واردكننده ( بازرگان ، كاسب ) از نظر اسلام كسى است كه براى فراهم آوردن كالاها به تلاش و كوشش بر مىخيزد ، تا آنها را در دسترس مردمان قرار دهد ، كه خود نمىتوانند به كار وارد كردن بپردازند ، و او « كسى است كه با سرمايهء خود - براى تهيهء اجناس - در رفت و آمد است ، يا چيزهايى را خود آماده مىكند ، و نيازهاى گوناگون مردم را ، از راههاى دور و جاهاى پرت افتاده - در خشكى و دريا و كوه و صحرا - فراهم مىآورد ، كه مردم اهل رفتن به آنجاها نيستند و به آن خطرها و سختيها تن نمىدهند » « 1 » ، و با وجود اين به سودى اندك قانع است ، و ارزش اجناس را بالا نمىبرد ، و جنس را احتكار نمىكند ، و كم نمىفروشد ، و از حق مردم چيزى نمىكاهد ، و حق را مىدهد و حق را مىگيرد ، و از اين راه روزى حلالى به مقدار متعارف به دست مىآورد ، و با وارد كردن جنس خدمتى به جامعه مىكند ، و در عوض چيزى پيدا مىكند و با آن زندگيى سالم و با قناعت و مقتصدانه براى خود فراهم مىآورد ، بدون اينكه « زندگى را بر خود بسى تنگ گيرد ، يا به آزمندى افتد ، يا اجناس مورد نياز مردم را احتكار كند ، يا در فروش كالاها خودسرى ورزد » . « 2 » كاسب و تاجر پسنديده در نظر اسلام اين است و اين چنين ، و بازرگانى اسلامى و واردات اسلامى اين است و اين گونه . امّا كسى كه در خانهء خود مىنشيند ، و خود و خانواده اش در زندگى اسرافى و اترافى مىخرامند ، و معاملاتى بسيار بزرگ - از بركت وسايل جديد ارتباطات تجارى - به آسانى انجام مىدهد ، و بدون تلاشى و تحمّل رنجى ، بلكه از راه ارتباط با شركتهاى بازرگانى جهانى - داخلى و خارجى - ( كه سلطان بازارهاى جهانند ، و با نرخگذاريهاى اجحافآميز و بيرون از اندازه اموالى كلان را مىبلعند ) ، به ثروتهايى سرشار دست مىيابد ، آيا مىتواند تاجرى مسلمان به شمار آيد ، و كارش تجارت
هامش
« 1 » « نهج البلاغه » / 1017 ؛ « عبده » 3 / 110 . « 2 » « نهج البلاغه » / 1017 ؛ « عبده » 3 / 110 .