تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
اجتماع است ، و وسيله اى است براى تحقّق يافتن مصالح عمومى ، و افزارى براى انجام دادن تكاليف فردى ، و پشتوانه اى براى گسترش كارهاى نيك و شايسته ، و عاملى براى نشر قوانين حق ، و ياورى براى پخش معارف و علوم و رسيدن به اختراعات مفيد ، به همان گونه هم مىتواند عاملى منفى باشد براى پيدايش پوچى و رفاه زدگى و خود بزرگ بينى ، و افكندن انسان در مهلكه هاى گوناگون ، هنگامى كه حدود خدايى در آن رعايت نگردد ، و قوانين و احكام دينى جريان پيدا نكند ، و حقوق مردمان بوسيلهء آن ادا نشود ، و بر وفق مصالح عامّهء مردم مصرف نگردد . و در اين باب يازدهم ، خواننده گرامى از اين امر آگاه خواهد شد كه مال ، در صورتى كه از وسيله بودن خارج شود و خود ، « هدف » گردد ، و دارنده را به زراندوزى و روى هم گذارى و احتكار و بهره كشى ناروا از مردمان و ديگر كارهاى ستمگرانه برانگيزد ، از بزرگترين عوامل بدبختى و سقوط فردى و اجتماعى خواهد شد . براى توضيح بيشتر مىگوييم : خداوند متعال ، زمين را قرارگاه بزرگ و آرامى براى آدمى قرار داده است تا در آن زندگى كند ، و در پهنه هاى آن به آمد و شد بپردازد ، و از نعمتهاى آن بهره مند شود ، و استعدادهاى خود را آشكار سازد . بنا بر اين همهء زمين ، با همهء آنچه از نعمت و موهبت در آن است ، براى انسان آماده شده است تا با فكر سالم و با نشاط و تلاش مشروع و پيوستهء خود از آنها بهره بردارى كند . مال ، با اين نگرش ، پديده اى مثبت است كه بايد براى جلوگيرى از تنگدستى و تأمين نيازمنديهاى انسان به كار گرفته شود ، نه پديده اى زيانبخش و زيانآور . در واقع نيز موضوع به همين گونه است ، چون مال و منابع آن در دو نظام تكوينى و تشريعى ، چيزى است مثبت و سودمند ، و براى انسان و جامعهء انسانى آثارى حياتى و مهم دارد ، و از امدادهاى الهى براى انسان به شمار مىرود ، تا بوسيلهء آن نيازهاى خود را بر طرف سازد ؛ ليكن همين انسان مال را از موضع مثبت و سودمند خود خارج مىكند و در مواضع منفى و منحرف به كار مىبرد ، و عاملى مثبت را به عاملى منفى و داراى