مال در نزد طاغوتهاى مالى ، يا با چشمپوشى از آن و تجاهل نسبت به آن - به اسم اينكه آنان مالكند - سازگار باشد ، كجا ؟
و چون در تعليمات حديثى ژرف مىنگريم مىبينيم كه - بر وفق تعليمات قرآنى - به ارزش مال بعنوان امانتى الهى اشاره كرده است ، كه خدا آن را قوام معيشت مردم و ساماندهندهء زندگى و نيازهاى ايشان قرار داده است ، و به همين جهت آن تعليمات - آشكارا - از تأكيدهاى آينده سخن گفتهاند :
( 1 ) - تأكيد بر نگاهدارى اموال از تلف گشتن و ضايع شدن .
( 2 ) - تأكيد بر سود بردن و استفادهء سالم اقتصادى از مال و دورى جستن از اسراف و تبذير و مصرف كردن بيش از اندازهء لازم و مصرف كردن تجمّلى .
( 3 ) - تأكيد بر بخشيدن و انفاق مال به صورتهاى گوناگون .
( 4 ) - تأكيد بر اينكه سهم فقيران در اموال ثروتمندان است .
( 5 ) - تأكيد بر مراعات جهات شرعى در كسب اموال .
2 - جلوگيرى از تسلَّط انحصارى ثروتمندان بر اموال
: اينكه مال در دست عدّه اى انحصارى شود امرى است كه به نصّ قرآن كريم و احاديث شريف مردود است . و تكاثر مالى ( و سرمايه دارى ) - چنان كه واضح است - چيزى جز اين نيست كه اموال در ميان مشتى ثروتمند بگردد و در انحصار آيد . و اين امرى است كه در اسلام نمىتوان - به هيچ نامى اگر چه ظاهر الصّلاح - گرايشى به آن نشان داد ، تا توانگران بتوانند خود را زير پوشش آن نام جاى دهند و كار خود را مشروع جلوه گر سازند .
3 - برخى از مظاهر منفى مال
: تعبيرها و آموزشهاى قرآنى و حديثى مذكور در اين فصل ، ما را به اين حقيقت رهنمونى مىكند كه مال ، به همان گونه كه امدادى از امدادهاى الهى است ، و مايهء سامانيابى