تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
« و اعلموا أنّ كثرة المال مفسدة للدّين ، مقساة للقلوب « 1 » بدانيد كه فزونى مال مايهء تباهى دين و قساوت دل است » . اين تعليم از روابط ژرف موجود ميان فزونى مال و حالات معنوى و احوال قلبى انسان پرده بر مىدارد . و آشكار است كه در مكتب اقتصاد تكاثرى و سرمايه دارى موضوع بر عكس است ، يعنى انسان و معنويّت او به هيچ وجه مورد توجّه نيست . انسان متكاثر و افزونخواه ، مال را بسيار دوست مىدارد و پيوسته در فكر افزودن بر مقدار آن است ، و هيچ در بند تأثيرات بد افزونخواهى در نفس انسانى نيست ، با آنكه فراوانى مال و ثروت مفرط و سرمايه دارى ، به خودى خود ، تباه كنندهء عقل و فطرت و براندازندهء دين و وجدان است . و از آنجا كه اسلام در فكر معنويّات انسان است - حتى در مكتب اقتصادى خود - مراعات حدودى را در مالكيّت و تصرف در اموال بر انسان واجب مىكند ، تا چنان شود كه به مال همچون وسيله اى براى رفع نيازهاى زندگى بنگرد نه همچون هدفى براى تلاشهاى حيات انسانى . يكى از مسائل مهمّى كه لازم است همه به آن توجه پيدا كنند ، اين است كه اسلام از انسان مىخواهد كه مصرفهاى مالى خود را تابع نيازمنديهاى معنوى خود سازد . چرا ؟ چون صفات معنوى آدمى و احوال روحى او ، مراعات و محدوديّتهايى را نيز بر وى واجب مىسازد . و محدوديّتهاى برخاسته از احوال معنوى امرى تكوينى است ، چه « قوانين حاكم » بر « فطرت انسان » و واقعيّت وجودى وى او را محدود مىسازد و از تجاوز و زياده خواهى و طغيان بازمىدارد ، چرا ؟ چون فطرت سليم فطرتى الهى است ؛ و اين فطرت صاحب خود را به ميانه روى و توازن فرا مىخواند . و خصلت تكاثرى امرى ضدّ الهى و ضدّ فطرى است ، چرا ؟ چون سركش و تجاوزگر است ، پس پديده اى شيطانى و نفسانى است ، و مستلزم مسخ كردن هويّت انسان است ، و به دنبال آن ، نابودى انوار فطرت . « 2 »
هامش
« 1 » « تحف العقول » / 141 . « 2 » فصل 17 و 18 ، از اين باب ( جلد چهارم ) .
الحياة ( فارسي ) — صفحة 158 | محمد رضا حكيمي / محمد حكيمي / علي حكيمي / احمد آرام