تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
توانگران و سرمايه داران مىبينيم ، مانند « سرمايه » ، « تكثير ثروت » ؛ « رشد مالى » ، « سود » ، « افزايش سود » ، « رقابت آزاد » ، « انحصار وارداتى » ، « انحصار توليد » ، « انحصار توزيع » و نظاير اينها ، از واژه ها و اصطلاحات ديگر متداول در ميان ايشان . همهء اين تعبيرها و اصطلاحات ، بازتابى از روحيّهء افزونخواهى و انحصارطلبى است ، و از ارزشهاى اساسيى پرده بر مىدارد ، كه آسياب تكاثر و سرمايه دارى - در ميان افراد و گروههاى متكاثر - بر گرد آنها گردش مىكند . بنياد اقتصادى اسلام بر محور بودن انسان و مركزيّت دادن به انسان پى افكنده شده است نه محور بودن مال و مركزيّت دادن به مال . به همين جهت اسلام همهء كالاها و فراورده ها را - خواه طبيعى و خواه مصنوعى - وسايلى براى خدمت كردن به انسان و رفع نيازمنديهاى انسان و پاسدارى از كرامت انسانى در نظر مىگيرد ، ليكن بنياد تكاثر و سرمايه دارى بر محور بودن مال و مركزيّت دادن به آن مبتنى است ؛ از اين رو مال را همهء هدف خويش مىشمارد ، و انسان و انسانيّت را در راه آن قربانى مىكند ؛ و با اين جهتگيرى مادّى منحط ، مال را از مدار قوامى سالم خود - كه براى انسانيّت مفيد است - بيرون مىبرد ، و آن را هدف اصلى قرار مىدهد ، و انسان را فداى مال و گرد آورى آن مىكند ، به جاى آنكه مال را فداى انسان كند . براى اهميّتى كه اين موضوع دارد ، و گردش اموال را در جامعهء دينى به راه درست مىاندازد ، شش مبحث را در اينجا - با اندكى تفصيل - در ميان مىنهيم : ( 1 ) - محور و مركز بودن انسان : محور و مركز اصلى قرار دادن انسان ، روح حاكم بر همهء آموزشهاى اسلامى و از جمله آموزشهاى اقتصادى اسلام است . اسلام انسان را محور و اصل مىداند نه وابسته و فرع . به همين جهت انسان را مقياس مال و مناط حركت كمّى و كيفى آن قرار مىدهد ، آن هم نه تنها از لحاظ حيات مادّى و جسمانى ، بلكه از لحاظ زندگى روحى و معنوى ، و نيز از جهت اعتقاد و فطرت و خصلتهاى انسانى . و از همين جاست كه امام على « ع » مىفرمايد :