است .
( 3 ) - آدمى كه چهار زانو بر سر سفرهء بزرگ و گستردهء خدا نشسته است بايد بداند كه اين سفره ، سفرهء اختصاصى او نيست ، و اين نعمتها تنها براى او و كسان او آفريده نشده است ، بلكه او خود يكى از بندگان و جيره خواران خداست و نيازمند به روزى خدا ، و اين خداوند است كه اين روزى را به او داده است ؛ پس اگر اسراف يا تبذير كند ، يا از حق خود تجاوز روا دارد ، و آنچه را كه نبايد بخورد بخورد ، به مال همه زيان رسانيده ، و به حقوق همهء خلايق تجاوز كرده است .
و چون مال ( مال خدا ) ، در راه خدا - كه همان راه خلق خداست - مصرف شود ، افقهاى زندگى باز مىشود و مواهب انسانى شكوفا مىگردد ، و زمينه هاى رشد و پيشرفت در زندگى مادّى و معنوى براى همهء افراد و طبقات فراهم مىآيد ، و هر كس در راه عروج به سوى خداى متعال گام برمىدارد ، زيرا كه براى همگان اين فرصت فراهم مىآيد كه به نيازمنديهاى خود - در راه علم و عمل - دسترس پيدا كنند . « 1 » و از اين راه يك همگونى چشمگير در پاره هاى اجتماع و بخشهاى آن پديد مىآيد ، يعنى ديگر نه فقير و بينوايى بهم مىرسد ، كه راهى به تحصيل روزى نداشته باشد ، و نه ثروتمند گردنكشى كه انسان و مصالح انسان و
هامش
« 1 » روشن است كه حضور دانش و دانشطلبى در جامعه نيازهايى دارد ، همچنين براى عمل به تكليفهاى دينى نيز هزينه هايى ضرورى است ، چنان كه در حديث نبوى آمده است : « لو لا الخبز ما صلَّينا و لا صمنا و لا أدّينا فرائض ربّنا اگر نان ( امكانات تغذيه و توانا شدن بدن ) نمىبود ، ما نه مىتوانستيم نماز بخوانيم ، نه روزه بگيريم ، و نه واجبات ديگر الهى را ادا كنيم » - ( « كافى » 5 / 73 ) .
و آنچه مايهء تأسّفى دردناك است اين است كه زمينهء مناسبى براى بازپسگيرى حقوق طبقات محروم و رساندن به دست آنان يافت نمىشود ، تا اين قشرها نيز بتوانند واجبات دينى خود را - كه به دليل فقر خوارى آفرين و زمينگيرى و محروميّتهاى بهداشتى و فرهنگى و تربيتى از انجام دادن آنها باز مىمانند - ادا كنند و از اسلام و تعاليم محمّدى - چنان كه بايد - بهره مند گردند . امام ابو الحسن علىّ بن موسى الرّضا « ع » در بارهء علَّت واجب شدن زكات مىفرمايد : « و تقوية الفقراء و المعونة لهم على أمر الدّين يكى هم براى تقويت بينوايان است و كمك رسانى به آنان براى امر دين ( و عمل بر طبق وظايف دينى ) » - ( « علل الشّرائع » / 369 ) .