تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
گشت ( و در چه مغاكى در دوزخ سرنگون خواهند شد ، ) » . « 1 » قرآن كريم ، در بسيارى از آيات روشن خويش - آشكارا - از مالكيّت خدا بر همهء چيزها و نعمتها و جانها سخن گفته ، و ياد كرده است كه شخص و جامعه و زندگى ، و هر چه در طبيعت هست ، و آنچه در دست مردمان است ، همه ملك او است - نمونه هايى روشن از اين آيات گذشت . و اين همه براى آن است كه اصل ياد شده را حاكميّت دهد و استوار سازد ، و نظرها را به اين قاعدهء اساسى جلب كند . « 2 » به همين جهت مشاهده مىكنيد كه قرآن كريم بارها به اين امر تصريح كرده است كه مردمان روزى خدا ( رزق الله ) را مىخورند ، و روزى پروردگارتان ( رزق ربّكم ) و روزيهاى پاكيزه اى كه به شما داده‌ايم * ( ( مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ ) ) * ، پس آنچه مردمان - و از جمله فقيرانى كه ديگران به ايشان خوراك انفاق مىكنند - مىخورند ، در منطق قرآنى ، روزى دادن بعضى از مردم به بعضى ديگر نيست ، بلكه روزى خدايى است كه براى همهء مردم آماده كرده و در اختيار ايشان گذاشته است * ( « فَهُمْ فِيه سَواءٌ ) * « 3 » و ( 1 ) همه در آن با يك ديگر برابرند » « 4 » ، چيزى كه هست بعضى از مردم خودشان دستشان به اين روزى خدايى مىرسد ، بعضى ديگر به توسّط اشخاص يا حاكميّت يا نهادهاى تأمين اجتماعى در دسترس آنان قرار مىگيرد . و اين آيات به خوبى صريح از آن جهت در كتاب آسمانى آمده است كه آدمى بداند : ( 1 ) - پيوند او با مال ، پيوندى با اموال شخصى نيست ، بلكه با اموال الهى است و روزيهاى الهى و نعمتهاى الهى ( و مالكيّت انسانها اعتبارى است نه حقيقى ) . ( 2 ) - ارتباط او با مال ارتباطى مستقل نيست ، بلكه ارتباطى نيابى
هامش
« 1 » « سورهء شعرا » ( 26 ) : 227 . « 2 » نظر ثقة الاسلام كلينى را ، در نفى عمومى مالكيّت مردم ، در باب 11 ، فصل 25 ، « نگاهى به سراسر فصل » ، « بند 12 » ، ملاحظه كنيد ( جلد چهارم ، نيز « كافى » 1 / 407 و 538 ) . « 3 » « سورهء نحل » ( 16 ) : 71 . « 4 » « مجمع البيان » 6 / 373 .
الحياة ( فارسي ) — صفحة 110 | محمد رضا حكيمي / محمد حكيمي / علي حكيمي / احمد آرام