تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
گفتيم كه مال را « مال خدا » شمردن و به آن همچون اصلى گردن نهادن ، جزو متن آموزشها و اعتقادات اسلامى است . اكنون در اينجا مىخواهيم بيشتر اين موضوع را در روشنى قرار دهيم ، و به اين مطلب اشاره مىكنيم كه حركت الهى و اسلامى مال در اجتماع چيست و چگونه صورت مىپذيرد : حركت الهى و اسلامى مال در اجتماع انسانى ، ناگزير حركتى مردمى و عمومى است ، زيرا كه مقصود از اين تعبير : « المال لله مال از آن خدا است » و اين تعبير : « المال مال الله مال مال خداست » ، اين است كه بايد مال در دست مردمان و عموم خلايق - طبق آنچه در دين خدا آمده است - در گردش باشد ( و همگان بوسيلهء آن نيازهاى خود را بر آورند ) ، و نبايد در دست مشتى از مردم انباشته گردد و نزد گروهى چند محبوس شود ، چرا ؟ چون در احاديث آمده است كه « الخلق كلَّهم عيال الله تعالى « 1 » همهء آفريدگان عيال و روزيخوار خداى متعالند » ؛ نيز در احاديث آمده است كه « مال مال خدا است » ، و مال هر كس به عيال او تعلَّق دارد . خداوند آفريدگان را همچون عائله اى براى خود آفريده ، و رساندن روزى آنان را ضمانت كرده و طبيعت و مواهب آن را در اختيار آنان قرار داده است ، پس منابع ثروت و اموال را براى آن به كار انداخته است تا وسيلهء فراهم آمدن امكانات معيشت و بقاى زندگى اين عائلهء بزرگ باشد . با اين حساب ، اين افزونخواهان مسلَّط بر اموالند ، كه به خدا در اموال او خيانت مىورزند ، و آنچه را ( به تقدير شرعى ) مقدّر كرده است نقض مىكنند ، از آن روى كه مالها را براى خود و كسان خود نگاه مىدارند و ذخيره مىكنند ، و مانع آن مىشوند كه اموال در مدار تعيين شده و مشروع خود گردش كند و به ديگران برسد ، و نمىگذارند كه بندگان خدا و خانوادهء بزرگ او از اموال بهره يابند و زندگى خود را با آن بگردانند ؛ * ( « وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ ، ) * ( 2 ) كسانى كه ستم كردند ، به زودى خواهند دانست كه به چه سرنوشتى دچار خواهند
هامش
« 1 » « نهج البلاغه » / 230 ؛ « عبده » 1 / 159 ، « كافى » 2 / 199 .