تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
معصية « 1 » و آن ( مال ) را ( كه بدون معصيت به دست آورده است ) ، در امورى كه معصيت نباشد هزينه گذارى و انفاق كند » ؛ اين قسمت اشاره به آن دارد كه مصرف كردن و انفاق مال واجب است كه از معصيت و گناه به دور باشد ، و عنوان اسراف و هدر دادن مال پيدا نكند . پس راهى براى خرج كردن مال براى هدفها و خواسته هاى فاسد و در جهت شر و بدى و در راه انحلال اخلاقى وجود ندارد . بنا بر اين ، مسلمان معتقد كسى است كه مال را بدون ارتكاب معصيت به دست آورد و بدون ارتكاب معصيت مصرف كند . پس در آنچه خير و صلاح است امساك روا نيست ، و در شر و فساد انفاق جا ندارد . ( 3 ) - قرار دادن مال در دسترس تيره بختان و مستمندان : « و عاد به على أهل المسكنة « 2 » و آن را در اختيار مستمندان قرار دهد » ، پس مقدار زايد بر زندگى سالم و مقتصدانهء اسلامى را ، شخص توانگر مسلمان ، به نيازمندان نادار ، يا به بنگاههاى خيريّهء عمومى گوناگون - كه متناسب با نيازمنديهاى هر زمان و هر آبادى عمل مىكنند - مىبخشد تا سود آن عايد همهء مردم بشود . و اين اصل ، همان اصل انفاقى است كه اسلام آن را اصلى اساسى قرار داده و هر كس را كه توان انفاق دارد به آن تشويق كرده است . نظير اين انگيزش و تشويق به انفاق - به اين صورت ريشه اى و گسترده - را ، در زمينهء تربيت و اخلاق اقتصادى ، در هيچ انديشه يا مكتب يا دينى نمىتوان يافت . و از جمله فلسفه هاى اساسى انفاق همان گردش اموال در ميان مردم است ، تا چنان شود كه حركت « قوامى » مال استمرار پيدا كند ، و انباشتن و افزونطلبى و تنعّمپرستى و اسراف از ميان برود . و انفاق ، شامل زيادى مال مىشود ( و فضل ماله مبذول « 3 » خردمند كامل كسى است كه زيادى مال خويش را به ديگران بدهد ) ، هر چه و هر گونه باشد . و اين انفاق تنها به مقدار خوراك يك روز يا يك هفته محدود
هامش
« 1 » « تحف العقول » : 28 . « 2 » « تحف العقول » / 28 . « 3 » « تحف العقول » / 287 ، از سخنان امام موساى كاظم « ع » .