تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
و اين فصل سرماست . پس از آن بهار مىآيد كه زمان اعتدال ميان گرما و سرماست ، و درختان ميوه مىدهند و زمين گياهان خود را مىروياند ، و هنوز همه چيز نرسيده است ؛ سپس روزهاى تابستان گرم مىرسد ، كه در آن ميوه ها مىرسند ، و دانه هايى كه قوت مردمان و جانوران از آنها فراهم مىشود از حالت نرمى بيرون مىآيد و به حدّ كمال مىرسد ؛ پس از آن فصل پاييز مىآيد ، كه پاره اى ديگر از ميوه ها مىرسند و هوا خنك مىشود . اكنون اگر همهء اوقات سال يكسان مىبود ، گياهى از زمين نمىرست ، چه اگر پيوسته بهار باشد ، ميوه ها نمىپزد و حبوبات نمىرسد ؛ و اگر هماره تابستان باشد ، هر چه بر زمين است خواهد سوخت و جانوران معاش و قوتى نخواهند داشت ؛ و اگر دايم پاييز باشد ، و زمستان و بهار و تابستانى پيش از آن نباشد ، هيچ چيزى كه قوت ساكنان جهان بشود به دست نخواهد آمد . اين است كه خداوند روزيها را در اين چهار فصل به ثمر رسانيد ، تا جهان و زندگى برپا و ماندگار باشد . و خدا از اين چهار فصل به نام « ايام » ( روزها ) ياد كرد ، يعنى ( فصلهايى ) مساوى ، براى سائلان ، يعنى نيازمندان ، چه هر نيازمندى سؤال خواهد كرد . آفريدگانى نيز كه نمىتوانند سؤال كنند مانند جانوران باز سائلند ( و از خداوند طلب روزى مىكنند « 1 » ) » . پس « خداوند روزى اهل زمين را ، بر طبق نياز آنان براى بقاى تن و جان ، چه انسان و چه حيوان ، مقدّر فرمود » . « 2 » بنا بر آنچه گذشت ، بر آدمى واجب است كه اين حقيقت آشكار را بپذيرد ، كه خداى تواناى حكيم ، چيزها و اوقات و امور و طبايع و خواص چيزها را ، بر نظامى دقيق و سازگار با منافع همهء آفريدگان ، چنان مقدّر فرموده است كه انسان و حيوان - همه و همه - از مواهب او به خوبى بهره مند شوند ، و ارتباط آدمى با آنها به صورتى باشد كه زيانى از آن به ديگران نرسد . و اين پذيرش ( و سلوك بر طبق آن ) ، خاستگاهى است بزرگ براى
هامش
« 1 » « مجمع البيان » 9 / 5 . « 2 » « تفسير قمى » 2 / 262 - 263 .
الحياة ( فارسي ) — صفحة 102 | محمد رضا حكيمي / محمد حكيمي / علي حكيمي / احمد آرام