( 1 ) - تأمين معيشت مقتصدانه و به اندازهء كفاف ( بس بودن ) و نزديك به آن .
( 2 ) - بخشيدن افزونى مال و انفاق كردن و پراكندن آن ميان مردم ، تا چنان باشد كه مال تنها در ميان توانگران به گردش نيفتد ، و حركات معيشتى و رفاهى و حياتى و پرورشى و تكاملى مردم متوقّف نشود .
و در سايهء اين منطق قرآنى سازنده ، مشاهده مىكنيم كه ارتباط انسان با مال همچون ارتباط او با طبيعت و مواهب و نعمتهاى الهى است . و در اين ارتباط ، مال تنها و تنها وسيله است نه هدف . و اين پيوند و ارتباط بدان صورت كه ياد شد ، از قوانين كلى حاكم بر كاينات پيروى مىكند و با آن پيوستگى دارد . و بنا بر اين تعليم - كه آن را در هيچ مكتب يا مذهبى نمىيابيم - مىنگريم كه همهء رابطه هاى انسان - در اين صورت - به هم پيوسته و سازگار و تنيده در يك ديگر خواهد بود ، يعنى رابطهء انسان با مال ، رابطهء او با طبيعت و مواهب آن ، رابطه اش با زندگى ، رابطه اش با حركت و تلاش ، و رابطه اش با همهء چيزهاى ديگر ، همه به صورت روابطى همخوان و همگون و داراى انسجامى كامل درخواهد آمد ، و جز ارتباطى عادلانه و معتدل و هدفدار نخواهد بود ، ارتباطى به دور و بر كنار از هر گونه ستم و تجاوز و طغيان .
در تفسير شيخ بزرگوار ، علىّ بن ابراهيم قمى ، در بارهء اين آيه * ( « . . . وَقَدَّرَ فِيها أَقْواتَها فِي أَرْبَعَةِ أَيَّامٍ سَواءً لِلسَّائِلِينَ ) * « 1 » ، ( 1 ) خداوند روزى اهل زمين را ، در چهار روز تعيين ( و تأمين ) كرد ، همه كامل گشته ، براى روزيخواهان » ، « 2 » چنين آمده است : « يعنى در چهار زمان ، كه خداوند در آنها ، خوراكها و روزيهاى مردمان و چارپايان و پرندگان و حشرات و آفريده هاى خشكى و دريا ، و ميوه ها و گياهان و درختان ، و آنچه معاش همهء جانوران وابسته به آن است فراهم مىآورد . و آن چهار زمان بهار است و تابستان و پاييز و زمستان ؛ در زمستان خدا بادها و بارانها و مه ها و ريزشهاى آسمانى را فرو مىفرستد ، و زمين و درخت را باردار مىكند ،
هامش
« 1 » « سورهء فصّلت » ( 41 ) : 10 .
« 2 » « مجمع البيان » 9 / 5 ديده شود .