عود نمود ، و چون جواب صادر نمىشد ، و رخصت نمىيافت اثرى بر آن مترتب نگشت .
فتح قلعه قندهار « 1 »
مجملا : چون محاصرهء قندهار قريب به يك سال كشيد ، و شهر نادرآباد در جنب آن اتمام يافت ، نادر شاه بهفرمود كه لشكر قزلباش بر آن حصار هجوم آورده ، بر بروج چون كواكب صعود نمودند ، افاغنه بىدست و پا شدند و آن حصن استوار مفتوح گرديد ، و جمعى مقتول شدند ، و حسين مذكور را مقيّد كرده به مازندران فرستاد ، و قلعهء قندهار را خراب نمود ، و مردم بازار و سكنهء آن ديار را به نادرآباد سكنى فرموده ، به صوب غزنين و كابل در حركت آمد .
و « كوتوال » « 2 » قلعهء كابل را پيغام داد كه ما را به مملكت محمّد شاه كارى نيست ، امّا اين حدود چون معدن افغان است ، و معدودى گريختگان نيز به ايشان پيوستهاند ، غرض استيصال اين قوم است هراس را به خويش راه نداده در مراسم مهماندارى كوشد ، و خود به كنار شهر كابل نزول نمود .
هامش
( 1 ) عنوان : در « ب » نيامده است .
( 2 ) كوتوال : نگهدارندهء قلعه و شهر باشد ، و او را سرهنگ هم مىگويند ، و بعضى گويند : اين لغت هندى است و فارسيان استعمال كردهاند ، چه « كوت » به هندى قلعه است .
( دهخدا )