تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 926

مساهمون:

ص٩٢٦
و « سورج » را به ايالت تعيين نموده بازگشت ، و همچنين در عهد سكندر ، و اردشير و كسرى و انوشيروان و غير آنها ، اين امور مكرر به ظهور رسيده است كه مقام ذكر آنها نيست . و كيفيّت سلوك سلاطين صفويّه با پادشاهان و شاهزادگان بابريه بر عالميان مستور نيست ، و در روز درماندگى و التجا در احسان و امداد و انواع اعانت و يارى و دلجوئى و مهمان‌نوازى و غم‌خوارى نهايت مردى و مردانگى را مسلوك داشته‌اند ، و كيفيّت رفتار خاقان سليمان شأن ، شاه اسماعيل صفوى با « بابر ميرزا ابن ميرزا « 1 » عمر شيخ » و رسانيدن او به درجات عاليه ، و همچنين شاه طهماسب خلف آن پادشاه با همايون شاه مشهور است ، و سلطان جنّت آشيان شاه سلطان حسين صفوى نيز در مدت سى سال ايّام سلطنت خويش ؛ طريقهء نوازش و دوستى را با سلسله « بابريه » مرعى داشته است ، و چون عهد دولت آن پادشاه خجسته اخلاق سپرى شد و نوبت سلطنت به شاه طهماسب رسيد ، و آن همه آشوب در ممالك ايران از كيد افاغنه و روميان شيوع يافت ، پادشاه هند را كه در آن عصر محمّد شاه بابرى بود به شيوه‌اى كه در تمام اين كشور شايع است ، هرگز رسم پرسشى به‌خاطر نگذشت ، بلكه با « مير ويس » افغان راه آشنايى و و داد مسلوك داشت ، و با حسين پسر « مير ويس » مذكور نيز در اواخر كه ضابط قندهار شده بود طريق مراسله را مفتوح داشت .
هامش
( 1 ) ابن ميرزا : در « د » نيامده است .