تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 930

مساهمون:

ص٩٣٠

فتح كابل « 1 »

كوتوال و كابليان ، مستعد جنگ و جدل شدند ، فوجى از قزلباش به قتل ايشان و تخريب قلعه مأمور گشتند ، و به مجرد حمله و بنياد تخريب برجى فرياد الامان برآوردند ، نادر شاه امان داد ، قلعه را خالى نموده به رعيتى پرداختند ، و در آن حدود هرجا از افاغنه فراهم آمده بودند لشكر بر سر ايشان رفته قتل مىنمودند ، و نادر شاه از توقّف محمّد خان ايلچى نهايت آزرده شد ، چند كس از معتبرين كابل را زبانى پيغامها داد و به شاه جهان‌آباد فرستاد كه به پادشاه و امرا برسانند ، و خود در كابل توقف نمود ، فرستاده‌ها پيغام رسانيدند و كسى از ايشان نشنيد و اگر شنيد به سبب مستى و بىهوشى نفهميد . باز جمعى را به سفارت فرستاد ، چون به جلال‌آباد رسيدند و در خانه‌اى فرود آمدند ، جمعى از اهالى آنجا بر « 2 » گرد آن خانه هجوم نموده ، اول سلاح ايشان را ربودند ، و آخر ده كس را كشتند ، و يكى به كابل فرار كرده ، صورت حال را معروض داشت ، و توقّف نادر شاه بعد از فتح هفت ماه شده بود كه خبر قتل آن ده كس به او رسيد ، بىقرار شده به صوب جلال‌آباد نهضت كرد ، و آن شهر را قتل‌عام فرمود . و از غرايب آنكه براى رئيس قاتلان آن ده نفر خلعتى از محمّد شاه معيّن شده بود كه ارسال گردد ، و قتل‌عام جلال‌آباد عايق آن شد ، و از آن روز كه خبر ورود نادر شاه به كابل در هند شيوع يافته بود ، خان دوران امير الامراء ، و نظام الملك به محاربهء وى معين شده بودند ، و ايشان در شاه جهان‌آباد به
هامش
( 1 ) عنوان : در « ب » نيامده است . ( 2 ) بر : در « الف » نيامده است .