تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 928

مساهمون:

ص٩٢٨
مندرج بود ، پس از مدّتى وى را نيز رخصت انصراف داد و همان سخنان را كه فروغى نداشت نگاشت . پس از چندى نادر شاه يكى از معتبرين قزلباش را نزد برهان الملك جدّ أمّى مرحوم آصف الدّوله ، كه اعظم امراء هند و مقرّب بزم پادشاه بود فرستاده « 1 » ، و به محمّد شاه ؛ و او نامه نگاشته « 2 » ، فرستادهء مذكور را بعد از ورود به حدود هند دزدان غارت كردند ، و به هزار التماس‌نامه را از ايشان بستد و به مشقّت بسيار خود را به دهلى رسانيده اداى سفارت نمود ، و چون نادر شاه به قندهار رسيد ، و آن قلعه را فروگرفت محمّد خان تركمان را كه از امراء صفويه بود باز به سفارت فرستاد و سخنان گذشته را اعاده و گله از رفتار سابق نمود . چون به شاه جهان‌آباد دهلى رسيد و نامه را رسانيد وى را توقف داده از جواب ساكت شدند ، و چندانكه او اظهار و اصرار بر رخصت مىكرد سودى نداشت ، گاهى در اصل جواب نوشتن متردد ، و گاهى در القاب نادر شاه متحيّر بودند ، و از سوء تدبير توقيف ايلچى را از تدابير ملكيه مىدانستند ، به اين خيال كه شايد حسين افغان يا متحصّنان قندهار بر نادر شاه ظفر يابند ، و وى را ناچيز يا منهزم سازند ، و به جواب نوشتن حاجت نماند . چون محاصرهء قندهار طول كشيد ، مراجعت محمّد خان نيز به تعويق افتاد ، و محمّد شاه به‌خاطر جمع مشغول به عيش و عشرت بود ، نادر شاه فرمانى به محمّد خان نوشته مصحوب چند نفر سواران سريع السّير فرستاده ، از وى سؤآل از حقيقت حال و باعث تعويق در تحصيل جواب ، و امر به تعجيل در
هامش
( 1 ) فرستاد : « الف » . ( 2 ) نگاشت : « الف » .