و امور رياست ناقص خواهد شد .
پنجم : آنكه مهما امكن ، بيگانه و اجنبى از آن ملك نباشد ، چه اجنبى را اطلاع بر احوال عزيز و حقير و فقير و شرير مشكل است ، و بسا هست كه به سبب عدم معرفت به اين مراتب عزيزى را ذليل و حقيرى را جليل خواهد نمود ، و اين از عمدهء اسباب بيزارى رعيت و تنفّر طبيعت اصحاب غيرت و حميّت است .
دهم : آنكه در هر مملكتى سه شخص آزموده را بهجهت سه خدمت مشخص فرمايند ، به نهجى كه احدى را در خدمت ديگرى مدخليتى نباشد :
يكى : بهجهت محافظت آن مملكت و امر لشكريان و سپاهيان و مستحفظين آن حدود و سامان در عهدهء او باشد ، و بد و نيك اين مرحله را از او دانند .
دويّم : بهجهت تحصيل ماليات و خراج سلطانى و اخذ گمرك و محصول مال التجاره .
و سيم : بهجهت امر به معروف و نهى از منكر و طى دعاوى و مرافعات و اجراى حدود و جنايات ، و با او « 1 » دو شخص عالم مقدّس متديّن مقرّر شوند كه در محكمه نشسته احكام را به نهجى كه مقرّر در شريعت مقدسه است بيان كنند و او اجرا نمايد ، و فرمان قضا جريان بر تمام ممالك محروسه انفاذ فرمايند ، كه احدى از اعزّه و اعيان و رعايا و برايا از حكم قضات شرع عدول ننمايند ، چه مسامحه در اين باب موجب تضييع احكام و باعث غضب پادشاه ملك علّام است .
هامش
( 1 ) آن : « الف ، ب » .