سكنهء هر مرزوبوم - كه مضرب خيام احتشام مىگردد - دريغ ندارند ، چه بر سر اهل روزگار ظل رحمت خالقند ، نه مايهء زحمت خلايق ، و لايق نيست كه از احوال زيردستان بىخبر ، و در شيوهء رعيتپرورى از مورى كمتر باشند .
و تفصيل اين اجمال آنكه : وقتى كه پادشاه صورت و معنى حضرت سليمان نبى عليه السلام از دار الملك خود متوجّه ديار يمن بود ، با « 1 » جنود بىشمار از جنّ و انس و وحش و طير به وادى نمل عبور فرمود ، مورچهاى كه بزرگ و مهتر مورچگان آن وادى بود ، انديشه نمود كه مبادا آن حضرت با آن دستگاه و حشم و سپاه در آن مقام منزل نمايد ، و مورچگان را پايمال و ناچيز گرداند ، از باب غمخوارى و شفقّت كه ملوك را بر رعيّت ضرور است ، مورچگان را فرمان داد كه از آن مهلكه احتراز كنند و خود را به مساكن خود كشند ، چنانكه حق تعالى در سورهء نمل از آن واقعه خبر داده است مىفرمايد كه :
قالَتْ نَمْلَةٌ يا أَيُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَساكِنَكُمْ لا يَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمانُ وَ جُنُودُهُ وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ
« 2 » ، فاعتبروا يا اولى الابصار !
نهم : آنكه چون خواهد كه كسى را به ارجاع خدمتى از خدمات كليّهء ضروريهء مملكتدارى سربلند ، واحدى را به تفويض حكومت ديارى ارجمند سازند ، اول صيرفيان عقل و فراست را مقرّر فرمايند ، كه نقد گوهر او را بر محك امور زده به تشخيص پاكى و ناپاكى او پردازند ، و چون نقش دانشش نيكو و دلكش و از آشوب بدنفسى و طمع خالص و بيغش باشد ، در دار الضرب توجّه و عنايت خاص به سكّهء نامدارى و اختصاص مسكوك سازند ، تا در
هامش
( 1 ) و با : « الف » .
( 2 ) النمل : 18 . تفسير روح البيان : 6 / 333 .