تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 915

مساهمون:

ص٩١٥
و طغيان را اختيار نمايد ، و بسى مفاسد كه از آن جمله است خبر مكروه شنيدن و تصديع دفع او كشيدن ، بر آن مترتب گردد ، و چون پاى عفو در ميان آيد و اميد بخشايش عصيان باشد احتمال مفاسد مذكوره كمتر است . و چنان كه سياست و تأديب در مقامى كه شرعا و عقلا مستحسن باشد از قواعد ضروريّهء جهاندارى است ، عفو جرائم نيز در محلّش از لوازم مقرّرهء شهريارى است ، جامهء زيباى دولت را اگر آن تار است ؛ اين پود است ، و خيمهء والاى سلطنت را اگر آن طناب است ، اين عمود است . شعر « 1 »
مَلِك از قهر و لطف ناچار است * زهر و پادزهر ؛ هردو در كار است
پس در پايهء سرير سلطنت وجود شخص خيرخواهى لازم است كه در هنگام غيظ و غضب كه ديدهء بصيرت امتياز حسن و قبح اعمال و افعال پوشيده مىشود به كحل الجواهر زبان عجز و التماس رفع حجاب نمايد ، و آن عقده را به سرانگشت شفاعت بگشايد ، و بر خداوند آن سرير فرمانفرمائى لازم آن است كه در آن هنگام لب به سياست نگشايند ، و حكم به قيد و حبس مقصّر فرمايند ، و چون سپاه ضلالت دستگاه قهر را به لشكر سعادت اثر حلم و بردبارى مقهور ، و آن مرض سوداوى را از مزاج عقل و طبيعت دور نمودند ، به ديدهء دورانديشى در آن باب با وزير عقل خود و ساير خيرخواهان دولت شور و مشورت نمايند ، و مهما امكن مرتكب فحش و دشنام نشوند ، و پردهء حرمت هركس را به دست زبان‌درازى و بىحيائى ندرند ، چه در اخبار و آثار
هامش
( 1 ) شعر : در « د » نيامده است ، بيت : « ب » .