بخطا و زلّت و مخالفت .
و از حضرت صادق عليه السلام مروى است كه : « الغضب مفتاح كل شرّ » « 1 » يعنى : خشم كليد هر شرّى و گشايندهء در هر فتنه [ اى ] است .
و نيز از آن سرور مروى است كه : « مرد بدوى به خدمت اقدس نبوى صلى اللّه عليه و آله و سلّم آمده گفت كه : من از اهل باديهام و دست آرزويم به دامن ادراك سعادت ملازمت نمىرسد ، توقّع دارم كه كلمهاى چند كه جامع فوايد و متضمّن مواعظ و نصايح باشد به من آموزند ، پس آن معلّم آداب شرايع و مربى اطفال طبايع فرمودند كه : « آمرك لا تغضب » يعنى : امر مىكنم تو را كه غضب نكنى ، يعنى در وقت خشم خود را نگاهدارى ، پس اعرابى سه دفعه همين سؤال را اعاده كرد ، و آن حضرت همان جواب را فرمود ، تا آنكه اعرابى با خود گفت كه من بعد سؤال نمىكنم ، امر نكرد مرا رسول خدا الا بخير و خوبى » « 2 » .
و قطع نظر از مراحل اوصاف اخروى عفو و بخشش ، نگارش مىشود كه اين شيوهء مرضيّه را در قوام سلطنت و نظام مملكت دخلى عظيم است ، چه اگر بالكلّيه اميد مغفرت مفقود و طريق معذرت مسدود باشد ممكن است كه در وقتى از اوقات يكى از ارباب اقتدار و صاحبان اعتبار ، خصوص امراى ثغور و عمّال بلاد دور را در خدمات مرجوعه تقصيرى ، و در امور مملكت سوء تدبيرى رو دهد ، و از غلبهء خوف و هراس و سدّ باب قبول شفاعت و التماس براى حفظ جان ، پا از جادّهء اخلاص بيرون گذارد و يكبارگى طريق مخالف
هامش
( 1 ) بحار الانوار : 70 / 266 .
( 2 ) بحار الانوار : 77 / 151 با اندكى تفاوت .