العملى عطا فرموده و مفاد آن اين است كه : « زينهار سه كس را در مشورت خود داخل مكن : بخيل و بىجرأت و حريص ، كه بخيل ترا از طريقهء بذل و احسان عدول مىنمايد ، و به درويشى و تنگدستى وعده مىفرمايد ، و بىجگر و جبان از كردن كارها تو را ضعيف و بىجرأت و ناتوان مىسازد ، و حريص شوق اندوختن مال را در نظر تو آراسته به ارتكاب جور و ظلم مأمور مىدارد » « 1 » .
الحاصل : قابل اين امر كسى است كه به اوصاف فرمودهء آن حضرت اتّصاف داشته از عاقلان كار ديدهء كهن سال باشد ، كه روز و شب به پاى طلب بر نشيب و فراز روزگار دويده ، و به دست شعور از بحار اعصار و دهور جواهر تجربه به رشتهء عمر دراز كشيده به زيور علم و حكمت و صلاح و سداد و خيرخواهى سلطان و رعيت آراسته ، طالب آبادى ملك و مملكت باشد ، و صفت ذميمهء حرص و طمع و رشوهخورى و مردمآزارى بر طبيعتش مستولى نبود « 2 » .
و از اينجاست كه سلاطين سلف چون ابو ذر جمهر و ارسطو و امثال ايشان از علما و حكما را به منصب وزارت منسوب و محل شور و مشورت خود فرمودهاند .
شعر « 3 »
همنشين تو از توبِه بايد * تا تو را عقل و دين بيفزايد
هامش
( 1 ) نهج البلاغة : 173 .
( 2 ) نبوده : « د » .
( 3 ) شعر : در « د » نيامده است ، بيت : « ب » .