مىنگرم اين عرصهء محقّر را قابل آن نمىبينم كه به تسخير آن توجّه نمايم ، و شرم مىآيد مرا كه سر همّت به اين سراچهء فانى فرود آورده پاى سعى در تحصيل آن فرسايم .
ارسطو عرض كرد كه : يقين حاصل است كه اين ويرانه جاى مردم فرزانه و اين كالا درخور همّت و الا نيست ، و سزاوار آن است كه وسعت سراى عالم باقى را هم بر اين افزوده ، و سلطنت بىزوال آن جهانى را نيز علّت همّت فرمايند ، چنان كه به ضرب تيغ جهانگشا ملك دنيا را به قبضهء اقتدار در مىآورى ، به بركت عدل و انصاف دار الملك جهان بقا را نيز مسخّر فرمائى .
و بههمين معنى اشاره است آنچه از سادات اطهار عليهم السلام وارد است كه : « الدنيا مزرعة الآخرة » « 1 » ، و علاوه بر صفت نيكنامى اخروى فائدهء عظيمهء دنيويه بر شيوهء مرضيّهء عدالت مربوط است ، چه باعث دوام دولت و حصول امنيت و كثرت جمعيّت است ، چنان كه از جناب مستطاب حضرت امير المؤمنين عليه السلام مروى است كه فرمود : « من عمل بالعدل حصّن اللّه ملكه ، و من عمل بالجور عجّل ملكه » « 2 » حاصل معنى آنكه : از ملوك و فرماندهان هركس به عدلوداد عمل كند خداى عزّ و جلّ دولت او را در حصار امان خود نگاه دارد ، و هركه جور و ستم نمايد بهزودى او را هلاك گرداند .
و بر طبق اين كلام است سخن بعضى از حكما كه : « الملك يبقى بالعدل
هامش
( 1 ) احياء علوم الدين : 4 / 19 .
( 2 ) مجموعهء ورّام : 191 .