اسلام طعن زنند .
و آنچنان است كه : زر احدى نزد كسى يك روز بدون سود نمىماند ، و اگر ماند از او سود گيرد ، و از اين خوف قرضدار بهزودى زر طلبكار را ادا مىكند ، و لكن در صد روپيه زياده از يك روپيه در ماه سود را باطل مىدانند ، و اگر كسى گرفت و دهنده اگرچه در آن وقت راضى بوده است ، و حال به عدالت نالش كند سخن او را مىشنوند ، و اگر در اوّل سود مندرج در تمسك نبوده است و شرط نيز نكرده باشد « 1 » ، و در اين وقت صاحب زر ادّعاى سود كند مىگيرند .
بلكه اگر « 2 » كسى ادعاى زرى از بابت ميراث و نحو آن بر شخصى داشته باشد ، و به اثبات رسانيد با سود گرفته به او مىرسانند ، بلكه اگر كسى بر كمپنى نالش كرد كه فلان مبلغ بر ذمهء اوست ، و يا آنكه مثلا شخصى فوت كرد و مزرعه و دهكدهء او را بهجهت آنكه مثلا بلا وارث بود كمپنى ضبط كرد و وارث پيدا شد ، و ادعا كرد و در عدالت به اثبات رسانيد ، هرقدر از مداخل او كه در سركار جمع شده است با سود آن ؛ و اصل مزرعه را به وى رسانند .
و كمپنى خود نيز از مردم زر گيرد و سود دهد ، جمعى بهجهت اين كار معيّنند هركس كه خواهد « 3 » نزد آن جماعت رود « 4 » و زر خود را بسپارد
هامش
( 1 ) باشند : « الف ، ب » .
( 2 ) و اگر : « ب » .
( 3 ) خواهند : « الف » .
( 4 ) روند : « الف » .