مشهور است كه : ضحّاك در دم رفتن ، بزرگان رعاياى خود را مجتمع نموده به ايشان گفت كه : اگرچه ظلم و ستم بسيار از من به شما رسيده است ، و لكن شكر مىكنم كه دو امر عظيم را مرتكب نشدم .
يكى آنكه : خانهء كسى را به زور بهجهت ديگرى خالى كنم ، و ديگر آنكه ذليلى را بر عزيزان مسلّط كنم ، و اين هردو امر قبيح و ظلم صريح ميان حكّام اسلام نهايت شيوع دارد ! خصوص خانهء نزول .
و طايفهء فرنگان مقرّر كردهاند كه : بهجهت سپاه در سفر خيمه از سركار مقرر است ، و در بلاد نيز امكنهء بود و باش ايشان بر ذمّهء سركار است ، و اگر كسى سواى آن را خواهد از خود مبلغ داده كرايه مىنمايد ، و انصاف آن است كه در مقدمهء خانهء نزول عجب خانه خرابى به رعيّت مىرسد ، خاصّه در فصل زمستان .
و نيز مقرّر كردهاند كه اگر صدهزار سپاه در كنار و اطراف زراعات مقام گيرند يا عبور كنند مجال آن ندارند كه يك دانه گندم از زراعت كسى را متصرّف شوند ، و با آن عزّتى كه به عسكريان مىكنند ، اگر احدى مرتكب چنين ظلمى شد دفعتا مورد سياست خواهد شد .
و نيز مقرّر است كه از اصحاب حرفه چون بقّال و عطّار و نحوهم چيزى نمىگيرند ، و از خانهها كه در شهر است و ملك مردم است چيزى نمىگيرند ، بلى اگر زمين از سركار كمپنى باشد ؛ چيز جزوى به عنوان كرايه گرفته مىشود .
مجملا : مداخل را منحصر كردهاند در زراعات و تجارات و عدالات و « پرمت » يعنى محصول و گمرك مال التجارة ، و زر اين مداخلات تمام در
مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 861
مساهمون: أحمد بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( آل آقا )
ص٨٦١