بمانند « 1 » ، و در غير آن روز ملاقات اعزّه نمىشود مگر به عنوان ندرت ، و چون قريب به شام شود به خانههاى خود مراجعت كنند ، و رخت را باز بدل نمايند ، و آنچه حكم كردهاند تمام را در كتب خود كه آن را « بهى » گويند ثبت كنند ، و در وقت شب نيز طعام خورند و شراب آنقدر نياشامند كه باعث زوال عقل شود و از كار بازمانند .
مجملا : دقيقهاى از اوقات ايشان بىمصرف خرج نشود ، و از براى هر كارى حتّى بازى و لهو و لعب وقتى مقرّر است كه در آن وقت به آن مشغول مىشوند .
و هرگاه در هنگامى كه بهجهت نوشتن يا درستى امور سركارى نشسته باشند ، و كسى بهجهت ملاقات ايشان برود ، اگرچه امير الامراء باشد جواب دهند ، و گويند كه در اين وقت مجال ملاقات نيست و « 2 » در امر سركار مشغولم ، و او نيز مكدّر نشود و پى كار خود رود ، و « 3 » اگر در آن وقت ملاقات كنند ، بلكه هرگاه به خواب روند مقصّر شوند و جريمانه دهند .
و اگر از كسى اندك راحتطلبى ديدند در دفاتر مىنويسند كه فلان شخص لايق خدمت نيست و خدمات عمده به او ندهند ، و حق آن است كه اگر چه مواجب را خوب مىگيرند و لكن خدمت و اطاعت را نيز بهخوبى مىكنند ، خدمت و محنت و مشقّتى كه در امور سركارى از رؤساى ايشان مىشود ، در ايران و روم از كمترين ملازمى نخواهد شد ، و بايد ماهبهماه آنچه صاحبان
هامش
( 1 ) مانند : « د » .
( 2 ) و : در « الف » نيامده است .
( 3 ) و : در « د » نيامده است .