تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 860

مساهمون:

ص٨٦٠
بكنند هزار روپيه از رعيّت خواهند گرفت ، و گاهى نيست كه صادر و عوارضات صادر نباشد « 1 » . اين فقير خود در ايران ملاحظه نمود كه از دربار سلطانى محصّلى « 2 » به جهت مهمى به بلدهء كرمانشاهان آمد با يك نفر ملازم و دو اسب ، و ظاهر آن است كه در دو سه روزى كه در آنجا بود زياده از ده پانزده روپيه خرج او نشده باشد ، و عمّال و كدخدايان « 3 » قريب به پانصد تومان از رعيّت به‌جهت اخراجات او گرفتند . و نيز اين فرقه مقرّر دارند كه : هرگاه امير الامراء با صد هزار سپاه وارد بلده بشود احدى را قدرت آن نيست كه از كيسهء رعيّتى يك تخم مرغ به جبر بگيرد ، و يا آنكه بدون رضاى مالك به خانهء كسى نزول كند ، اگر « لارد بهادر » خانهء كسى را بخواهد مادامى كه او را راضى نكند ميسرش نخواهد شد . اين فقير در مرشدآباد در هنگامى كه به عظيم‌آباد مىرفت قريب به پانصد سپاه فرنگى را كه از اهل فرنگ بودند ديدم كه در « بهكوان كوله » مقام داشتند و عازم « غازىپور » بودند و سركردهء ايشان « 4 » به‌جهت كشتى حيران بود ، و هر كشتى را كه مىآوردند صاحب او كرايهء بسيار مىگفت و مىرفت ، و من نهايت متعجّب از آن رفتار بودم ، زيرا كه اين رفتار از ادنى قاطرچى در حدود روم و غيره به ظهور نخواهد رسيد .
هامش
( 1 ) نباشند : « د » . ( 2 ) محصّل - تحصيلدار ، كسى كه باج و خراج را جمع‌آورى مىنمايد . ( 3 ) كتخدايان : « د » . ( 4 ) ايشان : در « د » نيامده است .