فرق ، و در روم و ايران نيست ، به مجملى از آنها اشاره مىشود : از آن جمله است طريقهء معيشت حكّام و صاحبان خدمات سركارى و ارباب صنايع ايشان ، و آنچنين است كه : به هنگام صبح صادق بهجهت گشت صحرا و تفرّج از خانهها برآيند ، و تقريبا دو ساعت از روز رفته مراجعت كنند ، و آن رخت را بدل كنند و بر اطراف ميز نشينند ، و آن تخت مرتفعى است كه در نهايت تكلّف ساختهاند ، و بر آن طعام گذارند ، و بر دور آن بر زمين كرسىها گذاشته است كه بر آنها نشينند ، و طعام خورند و به قاشق و چنگگ « 1 » طعام خورند ، و از كارد نان و غيره را پاره كنند ، و اصلا دست را به طعام آلوده نمىكنند .
و لفظ « ميز » زبان فرس قديم است ، و ميزبان از همان مأخوذ است ، و گويند كه اين رسم از عهد چنگيز خان كه فرنگ را مسخّر كرده بود در آنجا باقى است ، و طعام خوردن را طول دهند و صحبت و بازديد و اختلاط با دوستان در اين وقت است ، و چون تقريبا يك ساعت و نيم به ظهر باقى ماند از پى امور خود روند ، پس اصحاب عدالت به خانهء عدالت كه از مكان ايشان دور واقع است روند ، و اصحاب تحصيل ماليات نيز به مكانى كه بهجهت اين مطلب مقرّر است روند ، و همچنين هركس به كار خود متوجه شود .
و مكانى را كه بهجهت اجتماع خلق و نشستن صاحبكار مقرّر است آن را « كچهرى » گويند ، خواه بهجهت عدالت باشد يا بهجهت ديگر از امورات سركارى ، و در غير آن مكان در آن باب سخن با كسى نكنند .
و هفته [ اى ] يك روز مقرّر است كه اصحاب امور سركارى بهجهت صحبت و آمدن اعزّه و امرازادگان به ملاقات ايشان در خانههاى خود
هامش
( 1 ) چنگ : « ب » .