نثارى و خدمتگذارى كوتاهى نخواهند كرد ، و علاوه بر آن باعث آبادى ملك است زيرا كه جنگلهاى بسيار را به اين نوع اشخاص آباد كردهاند .
و از قوانين مقرّرهء ايشان آن است كه : چون بر دشمن ظفر يافتند وى را كور نكنند و نكشند ، و به اولاد و عيال و متعلّقان او متعرض نشوند ، بلكه با وى به اعزاز و احترام پيش آيند ، و بهقدر آنكه به عزّت و رفاهيت گذران نمايد « 1 » ، مواجب از سركار معيّن كنند و ماهبهماه بلاقصور به ايشان رسانند ، و اگر صلاح در قيد و حبس ايشان باشد ، در آن مرحله نيز طريقهء عزّت را از دست ندهند و معيشت را تنگ نكنند ، و به سبب همين رفتار و كردار است كه اين جماعت با آنكه پايتخت سلطنت ايشان از مملكت هندوستان نهايت بعيد است ، چنين مملكتى را كه در ايّام سلاطين سلف گاهى خالى از شر و فساد نبوده است ، چنان مسخّر نمودهاند كه ما فوق آن متصوّر نيست .
و حق آن است كه : خوب فهميدهاند ، زيرا كه در قتل نكردن و نيست و نابود ننمودن عباد اللّه دو فايده است :
اوّل آنكه : مقتضاى مروّت و عدل است ، زيرا كه آدمى وديعهء حضرت بارى و مظهر اساس قدرت كردگارى است ، و در خلقت هريك از مخلوقات بسا فوايد مندرج ساخته است كه بر ما پوشيده است ، و تخريب بناى يزدانى و انهدام بنياد ربّانى بدون اذن و حكم او مخالف آئين بندگى است ، و حفظ وديعهء او جلّ شأنه بر سلاطين عظام كه نمونهء سايه و ظل الهىاند از اهم مهمّات و أوجب واجبات است .
و دويّم آنكه : شايد روزى پيش آيد كه بهجهت بعضى از مصالح ملكى
هامش
( 1 ) نمانيد : « د » .