كه احكام جنرل را به سپاه رسانند ، و ايشان به موجب حكم بهعمل آورند .
پس هرگاه قلعه را به قهر و غلبه گرفتند تا دو پاس تقريبا غارت كنند ، و آنچه بهدست آيد اگرچه از مال كمپنى بود كه سابق بر اين خصم غارت كرده باشند « 1 » تمام از سپاه است ، و كمپنى را در آن دخلى نيست ، و چون صداى امان بلند شد ، ديگر پيرامون احدى نگردند ، و اشخاصى را كه كشته شدند فى الفور دفن كنند ، و حصّهء ايشان را از غنيمت به ورثهء ايشان برسانند ، و در حين يورش به مقتضاى وقت جنرل صدا دردهد كه دو ماهه يا سه ماهه مواجب از سركار كمپنى به وجه انعام داده خواهد شد ، از سربازى دريغ نكنند ، و بعد از فتح بلا تأمّل به ايشان رسانند .
و هرگاه كسى از هر فرقه كه باشد مصدر خدمتى شد و بهجهت سركار كمپنى كار نمايانى كرد حق او را ضايع نكنند « 2 » ، و درخور آن كار وى را نوازش كنند ، و جمعى كه زخمى شدهاند جرّاحان متوجّه ايشان شوند ، اگر به شدند فبها المراد ، و اگر عضوى از ايشان ناقص شد و يا آنكه در خدمتگذارى پير شدند كه طاقت جنگ و جدال ندارند ، نصف مواجب و قدرى زمين بهجهت زراعت از براى او معيّن كنند كه بقيّه عمر را بهخوبى و رفاهيت بگذرانند ، و اين جماعت را « انگلس » نامند .
در ميان عظيمآباد و مرشدآباد چندين دهكده را ديدم كه از اين جماعت آباد شده بود ، و همه مرفه الحال و به آرام تمام صاحب زن و فرزند بودند ، و اين نيز از اوضاع پسنديده است ، زيرا كه موجب خرسندى سپاه است ، و در جان
هامش
( 1 ) باشد : « الف ، ب » .
( 2 ) نخواهند كرد : « ب » .