به ايشان رسانند ، و به وعدهء خود وفا كنند ، تا آنكه باعث ميل ديگران شود ، و بر كلام ايشان وثوق و اعتماد باقى ماند ، و لكن آن سردار را در عسكر خود سردارى ندهند و دخيل امور نكنند ، و در دل خوار و حقير و خائن شمارند ، و گويند كه بر چنين شخصى مطمئن شدن خلاف عقل است .
پس در خانهء خود نشسته آنچه مقرّر است ، ماهبهماه به او دهند ، و به ظاهر او را عزّت كنند كه باعث جلب قلوب ديگران شود ، و اگر چاره منحصر در محاربه شد مستعدّ جنگ شوند ، و بهجهت آن كيفيّات مختلفه دارند .
و از آن جمله آن است كه : صفوف را و اسباب حرب را بدينگونه آراسته كنند ، توپخانه را پيشرو و تفنگچيان پياده را پشت سر به چند صف قسمت كنند ، و به فاصلهء يك ذرع صفوف را از هم جدا قرار دهند ، و اگر سوار نيز « 1 » دارند ، ايشان را در آخر صفوف پيادگان بگذارند ، و چون دشمن قريب به توپرس رسيد شروع به شلّيك توپ كنند ، و در مثل اين وقت ساچمه و آهن پاره به عوض گوليله اندازند ، و يك نوع گوليله ساختهاند كه چون بيرون مىرود بيست نفر و « 2 » سى نفر را به يك دفعه هلاك مىكند ، و آن به اين نوع است كه زنجير بلندى را كه تقريبا پنج شش زرع باشد بر دو طرف آن گوليله ترتيب دادهاند ، و آن زنجير را با دو گوليله در توپ اندازند ، و چون شلّيك « 3 » كنند بيرون آيد و پهن شود و به هرچه رسد چون شمشير آبدار قطع كند ، و اگر خصم مردى كرد و از توپخانه گذشت توپچيان دست از كار بدارند و ملحق به
هامش
( 1 ) نيز : در « ب » نيامده است .
( 2 ) و : در « ب ، د » نيامده است .
( 3 ) شلّك : « د » .