ايشان را به زبان خود « انجينير » نامند - همراه گيرند و علاوه بر توپهائى كه مقرّر است ، چند توپ قلعهكوب نيز اضافه كنند ، و چنان كه سبق ذكر شد به جهت هر كمپنى يك خيمه و دو طباخ ، و يك دلّاك ، و يك طبيب و باربردار به قدر ضرورت از سركار معيّن است ، و چون به سرحدّ دشمن رسند خوراك لشكريان قاطبتا تمام از سركار كمپنى در وقت چاشت و شام به هركس مىرسد .
و علاوه شراب نيز بهجهت سپاهيان از فرقهء خود مىدهند ، و بهجهت هر كمپنى و هر سردارى نشانى است عليحده بهقدر يك ذرع از چوب كه بر آن پارچه دوخته و نقشى كه مخصوص اوست با نام او بر آن مرتسم است ، چند كس از فرقهء انگريز مهندس كه ايشان را به معنى « مير منزل » نامند يك پاس از شب باقى مانده نشانها را برداشته روانهء منزل پيش شوند ، و مكان عسكر را در محل مناسبى معيّن كنند ، و نشان هركس را به هرجا كه بايد نصب كنند .
چون لشكريان رسند هركس در پاى نشان خود مقام گيرد ، و مكان خيمه هركس معيّن است ، و اماكن را به نحوى مقرّر كنند كه سپاه حلقهوار افتند ، و خزائن و اموال در ميان باشند ، و چون غروب آفتاب شود از هر « پلتنى » يك كمپنى جدا شود ، و از محاذى همان « پلتن » يك مدّ نگاه دور تر رود ، و در آنجا بماند ، و از آن يك « پهره » جدا شود ، و همانقدر دور تر ايستد ، و از آن يك كس دور تر رود و به حراست و پاسبانى قيام نمايد ، و به فاصلهء سه ساعت نوبت كمپنى ديگر رسد ، و كمپنى اوّل به مقام خود آمده آرام گيرند .
و مقرّر است كه چون كمپنى بهجهت كشك داشتن روند كپتان به گوش
مرآت الاحوال ، جهان نما ، سفرنامه ( فارسى ) — صفحة 851
مساهمون: أحمد بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( آل آقا )
ص٨٥١