مىشود ، به مثابهاى كه گويا يك تفنگ خالى شده است .
و اين تعليم را گاهى فرو نگذارند ، معلّمين و غير معلّمين هرروز از ابتداى صبح صادق تا دو ساعت تقريبا از روز گذشته در آن صحرا در مشق تفنگاندازى و توپاندازيند ، و شنيدهام كه توپ را در دقيقه پنج دفعه خالى كنند ، و آنچه از بارود و كولى خرج مىشود همه از سركار است .
مجملا : به اين حسن تدبير و عدم مضايقه از صرف شدن روپيه است كه همين مردمان هندى و صحرائى را - كه از شعور و ادراك خاليند - در مدت قليله چنان تعليم كنند و آراسته نمايند كه بيان آن از حوصلهء تحرير افزون است .
مواجب لشكريان و سرداران « 1 »
القصّه : از قوانين محكمهء ايشان آن است كه مواجب لشكريان را ماه به ماه بدون قصور به ايشان مىرسانند ، و احدى از منشيان و سرداران را مجال آن نيست كه يك فلوس را از بابت رسوم و غيره كم كنند ، و گويند كه اگر سپاه دلخوشند جنگ را به خوبى كنند ، و كرورها روپيه ملك و نقد بهدست خواهد آمد ، و از گرفتن يك فلوس و دو فلوس به جهت « 2 » ما فايدهاى نيست ، و موجب دلشكستگى ايشان است ، و سپاهى حتى « صلدارى » را احترام بسيار كنند ، و احدى حتى سرداران را مجال آن نيست كه بر ايشان زيادتى كنند ، و سخن نالايقى به غير قصور بگويند ، و گويند كه اين مردم جان خود را
هامش
( 1 ) عنوان : در « ب » نيامده است .
( 2 ) و از براى : « ب » .