حسب اختلاف اوقات و حالات مختلف مىشود ، و آگاه شدن تمام عسكر بر آن مراتب مشكل است ، پس سرداران كلّ و جزو را كه عدد معدودىاند بر آن مطلع كنند ، و در وقت كار هركس زيردستان خود را بر آنچه موافق مصلحت است وادارد ، و به حسب دلخواه آن نقشه را كه در طريقهء محاربه و غير آن مقرّر كردهاند بهوجود آورد .
طريقهء توپ انداختن « 1 »
و در هر پلتنى اغلب اوقات دو ضرب توپ بزرگ صفشكن و چهار كوچك است ، و بر هر توپى شش كس معيّنند ، يكى بارود را اندازد ، و دويّمى كولى يا ساجمه يا آهنپاره را اندازد ، و سيّمى كوله و بارود را بالاى هم بكوبد ، و چهارمى چاشنى ريزد ، و پنجمى آتش دهد ، و ششمى با چوبى كه بر آن كهنه بستهاند و به آب تر شده است توپ را بشويد ، و در هر « پلتنى » عملهء توپخانه يكصد و هشتاد كساند ، و بر دوش خود تفنگ چقماقى نيز دارند كه اگر خصم بر توپخانه يورش آورد و كار از جنگ توپ بگذرد ايشان با « لين » و تفنگچيان پياده شريك شوند ، و خود را محافظت كنند .
و از براى هر « كمپنى » يك خيمه و دو طبّاخ ، و يك دلّاك ، و يك طبيب ، و باربردار بهقدر ضرورت ، و دوا و اغذيهء « 2 » مريضان ، و سوارى ايشان تمام از سركار معيّن است .
هامش
( 1 ) عنوان : در « ب » نيامده است .
( 2 ) و غذاى : « الف » .