را ده قسمت كنند ، و هر قسمتى را كه هشت نفراند يك « پهره » گويند - به فتح پاء فارسيه بر وزن زهره - و آن سى و چهار كس كه علاوه بودند ، سردارانند ، و سپاه را به جنگ تحريص كنند ، و آنچه مصلحت وقت باشد به عمل آورند ، و اغلب ايشان البته از قوم انگريز خواهند بود ، زيرا كه بر هنديان به سبب كمى جرأت ايشان اعتماد ندارند ، و تمام آن سپاه از خوف اين چند كس خود را در مقابل توپ و تفنگ مىدارند و به مهلكه مىاندازند .
اسامى سرداران
و سرداران را اسامى مختلفه است ، به بعضى اشاره مىشود ، از آن جمله بزرگ « پلتن » را - كه همه در اطاعت و فرمان اويند - « كپتان » « 1 » گويند ، و از كپتان پستتر را « لفتننت » « 2 » گويند - به لام مكسوره ، و به معنى « نايب كپتان » است - و بعد از آن را « انساين » « 3 » گويند ، و بعد از آن را « كدت » « 4 » گويند ، و « 5 » آخر درجه را ظاهرا « كپريل » « 6 » گويند ، و چون كپتان ترقّى كند « مجر » « 7 » شود - به كسر ميم - و فرق ميان كپتان و مجر آن است ، كه كپتان بر يك كمپنى تا يك « پلتن » حكومت دارد ، و بر زياده از آن حكومت نمىتواند كرد ،
هامش
( 1 )« Captain ».
( 2 )« Lietenant ».
( 3 )« Ensiyn ».
( 4 )« Cadet ».
( 5 ) و : در « د » نيامده است .
( 6 )« Corporal ».
( 7 )« Mator ».