و نيز مقرّر كردهاند كه : اگر متخاصمين قبل از رجوع به عدالت ؛ ثالثى را امين نمايند ، و فيما بين خود مقرّر كنند كه آنچه فلان شخص ثالث حكم كند طرفين را منظور باشد ، و از آن تجاوز نكنند و او حكمى نمود ، پس اگر يكى آن را رد كند و به عدالت رجوع كند و مدّعى عليه حكم ثالث را به حضور اصحاب عدالت رساند ، همان را جارى مىسازند ، و آنچه در آن نوشته شده است منظور مىكنند ، و اگر بعد از رجوع به عدالت متخاصمين از هم راضى شدند ، پس اگر قبل از داخل شدن جواب از طرف مدّعى عليه است وكلاء و كمپنى رسوم خود را مىگيرند ، و اگر قبل از آن است چيزى به ايشان نمىرسد .
فصل 7 : طريقهء سپاهدارى و لشكركشى قوم نصارى خاصّه جماعت انگريز « 1 »
فرقهء نصارى اگرچه بالذّات از حرب شمشير و نيزه و تير اصلا خبرى ندارند و لكن در جنگ توپ و تفنگ و مهارت در آن از اعجوبهء روزگار و نادرهء ادوارند ، و در جلدى و چابكى و چالاكى چون رعد صاعقه ؛ باد و برق آتش مىزند ، و مادامى كه « لين » يعنى جمعيّت سپاه ايشان به نوعى كه ترتيب دادهاند متفرّق نشده است ، چون كوه آتشين پابرجا و كولى و تفنگ و توپ را تگرگآسا بر خصم ريزند ، و جنگ روبهرو و صفآرائى صاحبان شمشير و بازو با ايشان از طريقهء حزم و عقل دور است ، مگر آنكه آن جماعت ايرانى
هامش
( 1 ) انگليس : « الف » .