صاحب عدالت آنچه را كه اصحاب « كونسل » در آئين به عوض آن مقرر نمودهاند ، جارى مىسازد ، و عمدهء تعزيرات ايشان حبس و تازيانه زدن است ، و بهجهت هر جرمى مقدارى از تازيانه و مدّتى از حبس مقرّر است ، و تفصيل آن موجب طول است .
عدالت « 1 » داير و ساير
و در اطراف و اضلاع « تهانهداران » « 2 » كه به معنى داروغگانند مقرراند ، كه هرگاه دزدى يا مفسدى را - مثلا - گرفتند زبانبندى ايشان را نويسند و صورت شهادت شهود و اسامى ايشان را نيز ثبت كنند ، و به فاصلهء سه ماه موافق ترتيب و نوبتى كه مقرّر كردهاند ، يكى از اصحاب عدالت آن ضلع به اطراف مىرود و به هر محلّ كه رسيد بهقدر ضرورت توقّف مىكند ، و به دعاوى قيديان مىرسد ، و به مقتضاى قواعد گذشته احكام را جارى مىنمايد « 3 » ، و اين مرحله را عدالت داير و ساير گويند .
و نيز مقرّر كردهاند كه اگر شخص مجرم در حضور اصحاب عدالت خطاى حاكم اوّل را ثابت كند و از ظلم او نالش كند ، مىشنوند ، و باب التماس و شفاعت را بالمرّه مسدود كردهاند ، هركه مبتلا شد بهجز آنكه كتاب آئين را مطالعه نمايند « 4 » ، و از آن تدبيرى از براى خود كند چارهء ديگر ندارد ، و به
هامش
( 1 ) طريقهء عدالت : « الف » .
( 2 ) تهانه : شهربانى ، و تهانيد : رئيس شهربانى . ( جامع اللغات اردو : 209 )
( 3 ) مىنمايند : « الف ، ب » .
( 4 ) نمايد : « الف ، ب » .