حاضر باشد ، اگر ثابت نشد بطلان ادعاى مدعى را نويسند و مدعى عليه را رخصت كنند ، و اگر به حسب ندرت به اثبات رسيد شايد مال به دست آيد ، اگر دزد چيزى داشته باشد و الّا فلا .
و بههرحال تعزير از سر او نخواهد رفت و مفتى موافق اقتضاى آن دعوى تعزير را مىنويسد و بر آن مهر مىكند و به صاحب عدالت « اپيل » مىسپارد ، وى در آن غور و تأمّل مىكند ، اگر موافق انصاف و نيز موافق شريعت اسلام است فى الفور براى اجراى آن قطعه « وارن » يعنى رقعه به نام « مجسترت » « 1 » يعنى صاحب فوجدارى نويسند كه حكم را صادر كند ، و اگر حكم مذكور قتل يا دائم الحبس بودن است بايد كه صاحب عدالت اضلاع صورت واقعه از جزوى و كلّى به زبان فارسى و انگريزى نوشته به عدالت نظامت يعنى ديوانى به كلكتّه ارسال كنند ، و خود جارى ننمايند و منتظر حكم اصحاب عدالت آنجا باشند .
و مقرّر كردهاند كه قطع دست و غير آن از اعضا موقوف باشد ، پس اگر مفتى و قاضى قطع دو عضو را نويسد « 2 » به عوض آن تا عرصهء چهارده سال در قيد و محنت شديد ، كه خاككشى و بناى عمارات و نحو آنهاست نگاه دارند ، و اگر قطع يك عضو را نويسد « 3 » تا هفت سال در قيد باشد ، و اگر قتل باشد در سواى قصاص وى را دائم الحبس نمايند ، و يا آنكه به جزيره مىفرستند ، چنان كه ذكرش خواهد آمد .
هامش
( 1 ) مجسترت : قاضى دادگاه كيفرى . ( جامع اللغات اردو : 673 )
( 2 ، 3 ) نويسند : « الف » .