طريقهء طىّ دعاوى و جواب و سؤال مدّعيان « 1 » در عدالت فوجدارى و ذكر عقوبات « 2 »
پس در روزى كه نوبت به وى رسد او را به دار العداله حاضر كنند و از او كيفيّت و ماجرا را بدون قسم پرسند ، آنچه اظهار كند نويسند و او را زبانبندى گويند و با مدعى عليه يعنى آن شخص قيدى به ملائمت سخن كنند پس اگر اقرار كرد او را به قيد خانه برند و محافظت كنند تا عقوبتى كه بهجهت او مقرّر است بر وى جارى شود ، و اگر انكار كرد از مدّعى گواه طلبند ، اگر دارد حاضر كند او را به مذهبى كه دارد ، و قسم دهند كه دروغ نگويد .
پس در حضور مدّعى هريك جداجدا ، آمده اداى شهادت كنند و منشيان نويسند و آن را زبانبندى گويند ، و آنچه طرفين يا حاكم سؤآل از گواه داشته باشند پرسند و نوشته شود ، و اگر گواه زن پردهنشين و مستوره ، و يا آنكه شخص صاحب عزّت باشد امين به اتّفاق متداعيين يا وكيل ايشان از براى شنيدن و نويسانيدن گواهى آنها رود و امين را قسم دهند كه در نوشتن خيانت نكند « 3 » ، و در گواه - چنان كه نگارش شد - عدالت و اسلام شرط نيست ، بلكه قسم خورده ؛ شهادت مىدهند « 4 » .
پس به مدّعى عليه اظهار كنند كه : تو نيز گواه دارى ؟ اگر دارد بگذراند
هامش
( 1 ) مدعيان : در « د » نيامده است .
( 2 ) عقوبت : « الف » .
( 3 ) نكنند : « الف » .
( 4 ) شهادت مىدهند : در « د » نيامده است .