اين شخص دزد - مثلا - ثابت شده است « بيرى » « 1 » بر پاى او مىاندازند ، و آن عبارت از دو حلقهء آهن است كه بر دو پاى او محكم بند كنند ، و بر هريك از آن دو حلقه ميل آهنى است ، بهقدر يك دست تقريبا ، و دو سر آن دو ميل به هم جفتوبند است ، و وسط آن را به ريسمان بستهاند كه شخص محبوس به دست گيرد يا بر كمر بندد ، و تا قصور ثابت نشده است با او اين عمل نكنند .
و مقرّر است كه روزى دو مرتبه بهجهت بيت الخلا رفتن بيرون آيند ، و بر ايشان مستحفظان مقرّراند ، و از براى اخراجات اكل و شرب هريك از ايشان از سركار كمپنى روزى دو آنه - كه تقريبا صد دينار ايران است - داده مىشود ، و بهجز تنبيهى كه از اصحاب عدالت مقرّر شود مستحفظان را قدرت زدوكوب و اذيّت ، بلكه فحش دادن به ايشان نيست .
و نيز مقرّر است كه : صاحب عدالت اقلا ماهى « 2 » يكدفعه به قيد خانه رود و ملاحظهء احوال قيديان كند ، و آنچه از بدسلوكى مستحفظان نالش كنند اگر حق باشد و ثابت شود تدارك آن كند ، و لكن اثبات نمودن آن نسخهء كيما است كه شنيده شده و ديده نشده است ، و نيز بايد كه صاحب موصوف در باب حفاظت مزاج و صاف بودن مكان ايشان تأكيد اكيد كند ، و بهجهت ايشان « داكتر » « 3 » يعنى طبيب مقرّر است كه اگر مريض شوند معالجه كند و دوا و غذا از سركار داده مىشود .
هامش
( 1 ) پيرى : عبارت است حلقههاى زنجيرى كه بر پاهاى مجرمين مىبندند . ( جامع اللغات اردو : 125 )
( 2 ) ماه : « د » .
( 3 ) .Dater